مقدمه

بسم الله الرحمن الرحيم

 

به طور کلّي اساسي ترين و مهمترين برنامه ي کاک احمد مفتي زاده ـسلام الله عليه ـ اين بود که برداشت و تفسيرش از قرآن و سنّت را به مسلمانان خصوصاً ملّت ستمديده اش آموزش دهد و مؤمناني شايسته و متعهّد براي خدمت به دين و بندگان خدا تربيت کند. امّا وي را به ناحق، ده سال در زندان تحت شکنجه هاي طاقت فرساي جسمي و روحي قرار دادند تا به پندار خام خود، سدّ راه تلاش و جهاد خداپسندانه اش شوند، بي خبر از آنکه طبق سنّت الهي هرگز زحمات مخلصانه و آثار پر برکت مجاهدان راه خدا، عقيم و بي ثمر نخواهد ماند.

گذشته از دشمنان کينه توز، متأسفانه سالهاست برخي از مسلمانان فريب خورده نيز ـ که انديشه و روانشان با قالب هاي خشک تشکيلات، چنان منجمد گشته که چشم ديدن جمع غير خود را ندارند و از سر حسادت ـ همگام با دنيا پرستانِ خداناپرست از دشمني با آن مجاهد في سبيل الله و عاشق دلسوخته ي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ دريغ نورزيده و با بي انصافي تمام به دروغ گويي و شايعه سازي مي پردازند ـ که شرح آن بي انصافي و بي تقوايي ها با ارائه ي مدارک مستند به کتابي مستقلّ نياز دارد ـ از جمله اقدامات آن افراد فريب خورده در چند سال اخير طرح و پخش سؤالاتي عوام فريبانه و سفسطه آميز بوده است. يعني آنها به جاي اينکه به صراحت و شهامت بگويند: « نام کاک احمد را فراموش کنيد» و« از تبليغ انديشه هايش دست برداريد » و « از راه و روش و آراء و نظرات وي پيروي نکنيد » همين معاني و مفاهيم مذکور را در قالب سؤالاتي مغالطه آميز القا مي نمايند، به خيال آن که در ذهن مردم خصوصاً جوانان مسلمان شبهاتي ايجاد کنند تا به تدريج توجّه و علاقه به انديشه و آثار آن بزرگوار به فراموشي سپرده شود.

اينجانب به عنوان يکي از هواداران مکتب قرآن جواب چند پرسش و پاسخ شايعات و شبهاتي را که از زبان خودشان شنيده ام بادقّت و رعايت امانت جمع آوري و تهيه نموده ام.

اميد است حاصل تلاش حقير در اين راستا، براي اهل خرد و انصاف کافي باشد. خداوند متعال به پيروان مکتب قرآن (شاگردان و پيروانِ وفادار و مخلص کاکه احمد) توفيق دهد تا با لياقت و شايستگي حاصل زحمات آن بزرگوار را به بندگان خدا برسانند.

آن چه به عنوان مقدمه از يکي از برادران مکتب قرآني شنيده ام :

الف) با مطالعه و تدبر در آيات مربوط به رسالت پيامبران – ع – متوجه مي شويم که آن محبوبان خدا همواره از سوي شيّادان دنيا پرست و اشخاص ناآگاه و فريب خورده مورد اذيّت و آزار و انواع تهمت و افترا قرار گرفته اند. بنابراين نمي توان انتظار داشت وقتي يک رهبر ديني مانند کاک احمد و امثال وي به پيروي از انبياء حرکتي را ايجاد نمايند از سوي دنيا پرستان و اشخاص حسود و نيز افراد ساده لوح تحت فشار و اذيت و تهمت و افترا قرار نگيرند.

ب) يکي از روش هاي نادرستي که در جامعه ي ما رواج دارد « شايعه پذيري و زودباوري درميان طبقه ي عوام » است . برخي از مردم وقتي درباره ي حادثه اي يا رفتار فرد يا جمعي، خبري مي شنوند، بدون تأمّل و تحقيق لازم، آن را مي پذيرند و به تبليغ مي پردازند. يعني عملاً آن خبر را مبناي قضاوت و موضع گيري خود قرار مي دهند در حالي که باور کردن به يک خبر و پذيرفتن آن بدون دليل و مدرک واقعاً نادرست است کسي که از تعليم و تربيت قرآني بهره مند باشد هرگز به خودش اجازه نمي دهد بدون دليل و مدرک خبر و شايعه اي را باور کند چه برسد به اينکه آن را پخش هم نمايد.

روزي شخصي درباره ي صحّت و عدم صحّت شايعاتي، سؤالاتي را مطرح کرد از جمله پرسيد چه دليلي داريد که اثبات کنيد چنان سخناني را نگفته ايد و چنان نظري را نداريد؟ گفتم برادرجان! درباره ي امري ناروا که به ما نسبت داده مي شود تنها مي توانيم بگوييم دروغ است و به آن باور نداريم. آيا براي کاري که نمي کنيم و چيزي که به آن باور نداريم بايد دليل ارائه دهيم؟ شخصي به دروغ چيزي را به ما نسبت مي دهد آيا ما بايد دليل بياوريم که چنان نيست؟ خير دوست گرامي « البيّنه علي المدعي » آن کس که ادعايي مي کند بايد دليل ارائه دهد شما وقتي خبري و شايعه اي را مي شنوي بايد از گوينده ي آن دليل و مدرک بخواهي و بدون دليل و مدرک چيزي را باور نکني و آن را نپذيري.

در صدر اسلام يهودي ها مرتب عليه مسلمانان دروغ هايي مي بافتند و ادّعاهايي مطرح مي کردند. خداوند متعال خطاب به حضرت محمد ـ ص ـ فرمود: « قل هاتوا برهانکم إن کنتم صادقين» يعني: بگو اگر راستگو هستيد دليلتان را ارائه دهيد. اين يک روش ديني است. هيچ مسلماني حق ندارد بدون دليل و مدرک، ادّعايي را مطرح کند. « البيّنه علي المدعي» تنها مربوط به محکمه ي شرع نيست، در حوزه ي بحث و تبادل نظر نيز صادق است. پس هيچ کس حق ندارد عليه ديگران بدون دليل و مدرک ادّعايي مطرح نمايد.

يک بار از کسي که مسائلي را درباره ي ما پيروان مکتب قرآن مي گفت دليل و مدرک خواستم در پاسخ گفت اين سخنان را آقاي حسن اميني در نامه اي نوشته و آن را پخش کرده است گفتم اگر دقت مي کردي متوجه مي شدي که او دروغ گفته است زيرا براي ادّعاهايش هيچ دليل و مدرکي ارائه نداده است. شما از هر کسي که ادّعايي مطرح مي کند بايد دليل و مدرک بخواهيد. ادّعاي بدون دليل و مدرک مستند، ارزش و اعتبار ندارد.

بنابراين هر سخني به ما پيروان مکتب قرآن نسبت داده شود صحّت و رسميت ندارد، مگر آن که آن سخن و رأي و نظر، در آثار کاکه احمد موجود باشد و يا از سوي شوراي مديريت مکتب قرآن اعلام شده باشد. مقصودم سخني است که به برنامه ي مکتب قرآن مربوط است و الّا ممکن است از فرد يا افرادي از پيروان مکتب قرآن اقدامي نابجا سر بزند و يا سخناني نسنجيده شنيده شود.

دوست گرامي! ممکن است کساني به دروغ خود را به مکتب قرآن نسبت دهند و سخناني ناروا بگويند يا از سوي وابستگان حکومت شايعاتي عليه پيروان مکتب قرآن ساخته و پرداخته شود و يا کساني بدون سوء نيت، برداشت خود را با آنچه از ما مي شنوند ارائه دهند. بارها اين موارد رخ داده است و بعد از تحقيق، بي اساس بودن آن براي مردم نيز روشن شده است بنابراين براي اينکه خود را در گناه مدعيان دروغگو شريک نگردانيد، بهترين راه اين است که مسائل مربوط به مکتب قرآن را از سايت رسمي حرکت ديني مکتب قرآن http://www.maktabquran0.com) – تنها مرجع معتبر انتشار مواضع و آثار کاکه احمد مفتي زاده – ) بشنويد و نيز در آثار خود آن بزرگوار تحقيق نماييد.

نکته اي ديگر هم که لازم است به آن توجه داشته باشيم اين است که معمولاً افراد در نقل مطالب دقت لازم را بخرج نمي دهند. البته ممکن است سوء نيّت و قصد بدي هم نداشته باشند بلکه فقط از لحاظ ذهني کم دقت هستند.

نمونه اي را به عرض مي رسانم دانشجويي نزد بنده آمد و سؤالاتي مطرح کرد از جمله پرسيد آيا شما آراء و نظرات کاکه احمد را نقد و بررسي مي کنيد؟ در پاسخ گفتم خير همين دوست جوان در محفلي گفته بود خودم از فلاني شنيدم که مي گفت ما معتقد به نقد و بررسي آراء و نظرات کاکه احمد نيستيم. وقتي اين خبر را شنيدم با آن دانشجو تماس گرفتم و پرسيدم: کي من چنين حرفي زده ام؟ در جواب گفت مگر از خودت نپرسيدم آيا شما نظرات کاکه احمد را نقد و بررسي مي¬کنيد و پاسخ منفي دادي؟ گفتم بله دقيقاً همين طور بود گفت پس چرا از من ايراد مي گيري؟ گفتم برادر عزيز اگر مي پرسيدي: « آيا شما به نقد و بررسي آراء و نظرات کاکه احمد باور داريد؟ » مي گفتم آري ولي تو پرسيدي:« آيا شما اين کار را مي کنيد؟ » بنده هم صادقانه جواب دادم خير. اين که ما چنان کاري را نمي کنيم حالا به هر دليل، موضوعي است و اينکه باورمان اين است آراء و نظرات کاکه احمد نيز مانند ساير رهبران ديني قابل نقد و بررسي است موضوع ديگري است. گفتم اشکال شما برادر عزيز اين است که در سؤال و جواب نخست خود دقت نکردي بعداً برداشت خودت از آن را ارائه داده اي. گفت واقعاً متوجه نمي شوم. لطفاً بيشتر توضيح دهيد. گفتم ما پيرو مذهب حضرت شافعي هستيم آن حضرت فرموده است اگر کسي تشخيص داد در هر يک از آراء و نظرات من چيزي خلاف قرآن و سنت وجود دارد نبايد از آن پيروي کند. اين مطلب را شينده اي و قبول داري؟ جواب داد البته قبول دارم. گفتم پس قبول داري آراء و نظرات حضرت شافعي قابل نقد و بررسي است؟ گفت همينطور است.

گفتم حالا کسي از ما مي پرسد آيا شما شافعي مذهب ها آراء و نظرات حضرت شافعي را نقد و بررسي مي کنيد؟ در پاسخ مي گوييم خير چون در توان ما نيست. اکنون متوجه شدي ممکن است سؤال از باور به چيزي، موضوعي، و عمل کردن به آن، موضوع ديگر باشد. و آن دوست دانشجو متوجه شد گفتم برادر عزيز هنوز کار تمام نشده است. اين برداشت خودت را نزد چند نفر بيان کرده اي اخلاقآً بايد نزد آن افراد بروي و نقل قول خطا را تصحيح کني. گفت حتماً اين کار را خواهم کرد.

پس ما از خواهران و برادران مسلمان انتظار داريم مسائل مربوط به مکتب قرآن را از زبان خودمان بشنوند و در نقل مطالب دقت و امانت را رعايت فرمايند. البته جلو دروغ گويي و شايعه پردازي را نمي شود گرفت. مثلا اخيراً شنيده ايم مي گويند: « مکتب قرآني ها معتقدند کاک احمد داراي رسالت صغري است » در حالي که اين ادعا دروغ محض است. توضيح اينکه: کاکه احمد درباره ي وظيفه ي راهنمايي بندگان خدا توسط حضرت محمد ـ ص ـ معتقد به رسالت کبري و رسالت صغري است. مي فرمايد حضرت – ص – زماني که در قيد حيات دنيوي بود آنچه را به رسالتش مربوط بوده است پاک و خالص انجام داده و وظيفه ي خود را به نحو أحسن أدا کرده است. اين مي شود رسالت کبري. اما وقتي مثلاً به اذن الهي حضرت – ص – به خواب کسي مي آيد و او را راهنمايي مي کند، اين مي شود رسالت صغري پس رسالت صغري نيز مربوط به پيامبر مي شود. اولياء الهي و عرفا و بزرگان ديني و مجاهدان مخلص از هدايت حضرت در خواب يا بيداري بهره مند شده اند. کاکه احمد نيز يکي از آن افراد است. مي فرمايد در خواب به خدمت حضرت مشرف شده ام و آياتي از قرآن را به من آموخت از برکت آن رؤياي مبارک هم تحوّلي در اخلاق و شخصيّتم ايجاد شد و هم آموختم که راه صحيح دعوت اسلامي چيست و به مدلول آيه ي « يتلوا عليکم آياتنا و يزکِّيکم و يعلّمکم الکتاب و الحکمه»واقف گشتم و يقين حاصل کردم اين راه درست است و بايد حرکت ديني ام را بر اساس اين آيه پاي ريزي کنم.

ملاحظه مي فرماييد ما آشکارا گفته ايم صاحب رسالت صغري حضرت محمد است با اين وصف کساني که سوء نيّت داشته و دارند از خدا شرم نمي کنند و از محاسبه ي روز قيامت بيمي ندارند و هم چنان به دروغ پردازي ادامه مي دهند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: