چرا آقاي مفتي زاده معتقدند که در دنيا کسي را نمي توان يافت که کافر باشد؟ در حالي که بارها در قرآن وعده ي عذاب به کافران داده شده است!!

سوال؟

چرا آقاي مفتي زاده معتقدند که در دنيا کسي را نمي توان يافت که کافر باشد؟ در حالي که بارها در قرآن وعده ي عذاب به کافران داده شده است!!

جواب: سوالی درمورد ایمان وکفر

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

وجود کافر

نوشته ايد«آقاي مفتي زاده معتقدند که در دنيا کسي را نمي توان يافت که کافر باشد» سپس در قسمتي ديگر از ادعايتان آورده ايد:«در حالي که بارها در قرآن وعده ي عذاب به کافران داده شده است» و با اين عبارات نارسا و مغالطه آميز مي خواهيد به ذهن افراد ساده و ناآگاه القاء نماييد که گويا کاکه احمد معتقد بوده است اصلاً کافري در دنيا وجود نداشته و نخواهد بود(درطول تاریخ بشریت!!!).

امّا لازم است بدانيد کاکه احمد رحمه الله علاوه بر نوشته ها حدود 10 ساعت بحث و استدلال در زمينه ي مقوله ي انسان شناسي از ديدگاه قرآن ـ به عنوان پيش نياز بحث ايمان و کفر و . . . دارد مجموع بحث هاي آن بزرگوار در تفسير آيات مربوط به ايمان و کفر و مؤمن و کافر براي حل معضلات فکري و کلامي بسيار با عظمت است (طبق اطلاع رسيده در آينده ي نزديک به ياري الله تعالي شرح و تفسير کاکه احمد درباره ي ايمان و کفر عرضه خواهد شد و همه ي مردم خصوصا محققان مسلمان و غير مسلمان از آن با خبر خواهند شد.)

از پيروان مکتب قرآن شنيده ايم که گفته اند:«ما با هر فرد و جمعي که درباره ي ايمان و کفر از ديدگاه کاکه احمد سؤالات و ابهاماتي داشته اند طي چند جلسه با صميميت و مهرباني و بدون جدال و خصومت بر اساس آيات قرآن و احاديث شريف نبوي صحبت کرده ايم نه تنها قانع شده اند بلکه به عظمت فکري آن بزرگوار پي برده اند.از زماني که شما صفويان کينه توز با نقاب دفاع از اهل سنّت به روش سفسطه و مغالطه ديدگاه کاکه احمد را شعاروار ارائه داده اند و براي اشخاصي سؤالاتي ايجاد شده است بحمدالله طبق سنت « عدو شود سبب خير گر خدا خواهد» مجالس بحث و تبليغ ما رونق بيشتري گرفته و نتايج پر خير و برکتي کسب کرده ايم. »

اگر این افراد راست می گویند و اهل خيانت و دروغ و تحريف و دشمني با اهل سنّت و جماعت نيستيد، چرا تمام سخنان و استدلال کاکه احمد را درباره ي ايمان و کفر عرضه نمي کنيد مگر نه اينکه وقتي کسي از رأي و نظر شخصي انتقاد داشته باشد، انصاف و تقوا ايجاب مي کند که تمام سخنان و ادلّه ي وي را دقيقاً بدون دخل و تصرّف بياورد سپس به نقد آن بپردازد؟

ما هواداران مکتب قرآن و دوستداران کاکه احمد از شما ممنون خواهيم شد اگر صادقانه و بدون عداوت وکينه ورزي تمام سخنان کاکه احمد را درباره ي ايمان و کفر بدون تحريف و دستکاري ارائه دهيد سپس دليل خودتان را در نقد و بررسي آن نيز بياوريد آنگاه طبق آيه ي«فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»(زمر / 17و18)، از مردم بخواهيد قول أحسن را انتخاب نمايند ـ البته لازم است بگوييم اين درخواست را از شاگردان وفادار کاکه احمد ياد گرفته ايم آنها درباره ي هر موضوعي چنين موضعي دارند ـ اما شما دشمنان اهل سنّت که بجاي بحث و استدلال يک دانشمند برجسته ي اسلامي نکاتي را ناقص و نارسا و شعار وار بصورت مغالطه جلوه مي دهيد اقدامتان خيانت و بي احترامي به مردم است و به خلاف آيه ي«فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ » رفتار مي کنيد.

1ـ کاکه احمد طبق آيات متعددي از قرآن معتقد است «ارزش و انسانيّت انسان به قلب سالم و اخلاق نيکوي او بستگي دارد» و به نظر آن بزرگوار « مسأله ي مؤمن بودن و يا کافر بودن به قلب آدمي مربوط مي شود نه به ذهن» يعني جايگاه ايمان و کفر قلب است،کافر کسي نيست که نسبت به حقانيّت دين بي خبر باشد و به باطل بودن روش و انديشه ي خود پي نبرده باشد. کافر کسي است که مي داند دين خدا حق است امّا به سبب غرق شدن در استکبار و خودپرستي و دنيا دوستي با حقيقت (دين خدا) به دشمني مي پردازد اساساً حق پذيري و حق دوستي خصلت ايمان و باطل پذيري و عناد و دشمني با حق، خصلت کفر است خلاصه کافر حقيقت دين را با ذهن درک کرده است، امّا قلبا با آن دشمني مي کند، پس مشکل کافر مشکل ذهني نيست بلکه مشکل قلبي است.

2ـ کاکه احمد مي فرمايد:کساني که در خط کفر قرار داشته باشند،( بخلاف حق رفتار کنند) درگذشته و حال زياد بوده و هستند امّا کساني که بطور مطلق کافر باشند در گذشته بسيار اندک بوده اند و در دنياي امروز نيز نمي توان کسي را کافر دانست. زيرا طبق آياتي که در وصف کافران آمده است، کافر به معني رسا و مطلقِ آن، به کسي گفته مي شود که «قلبِ مالامال از تکبّر و خودپرستي او، پليد گشته و از سنگ سخت تر باشد و مهر خورده و مورد لعنت خدا و ملائک قرار گرفته باشد». و در يک کلام به قول شيخ محمد عبدهُ – رح – استعداد و قابليت ايمان آوردن را از دست داده باشد چنين فردي محال است قلبش هدايت بپذيرد و محال است ايمان بياورد.

در قرآن کريم درباره ي اوصاف کافران بطور کلي دو دسته آيات وجود دارد در يک دسته از آيات آمده است آنها هرگز ايمان نمي آورند و هرگز هدايت نمي پذيرند ( مانند 6 و7 و 89 بقره/ 106 تا 109 نحل/ 57 کهف) و در دسته اي ديگر مي خوانيم اگر ايمان بياورند و توبه کنند و به عمل صالح بپردازند، خدا توبه ي آنها را مي پذيرد و مورد بخشش قرار مي گيرند و از رحمت الهي بهره مند خواهند شد. ( مانند 138 انفال/ 33 و 34 مائده / 73 و 74 توبه ) بديهي است که اين دو دسته آيات ظاهراً با هم در تعارض هستند.کاکه احمد اين تعارض ظاهري را حل کرده و مي فرمايد: ايمان و کفر مانند ساير صفات انساني تشکيکي (داراي مراتب و درجه) هستند کسي که در کفر خالص شده باشد يعني کافر مطلق باشد محال است قلبش هدايت بپذيرد و ايمان بياورد. امّا کسي که در خط کفر قرار داشته باشد، يعني به تمامي در کفر خالص نشده باشد ممکن است ايمان بياورد مانند حضرت خالد بن وليد ـ رضي الله عنه ـ که فرمانده لشکر کفار بود و در صف کافران قرار داشت و عالما و عامدا براي نابودي اسلام و مسلمانان قد علم کرده بود، سپس ايمان آورد. طبق تفسير کاکه احمد از قرآن کريم، حضرت خالد در کفر خالص نگشته بود و الّا به دليل آيه ي « إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ، خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ » (بقره / 6 و 7) و نيز آيه ي « إِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا اَبدا » (کهف / 57) محال بود هدايت پذيرد و ايمان بياورد.

3ـ تشخيص کساني که بخاطر خودخواهي و دنياپرستي با حق عناد و مخالفت داشته باشند (يعني در خط کفر باشند) آسان است ولي تشخيص کساني که در کفر خالص شده باشند (يعني کافر مطلق باشند) از عهده ي انسان ها خارج است زيرا کافر محسوب کردن کسي، طبق آياتي که در وصف کافران آمده است به معني آن است که آن فرد « به حقانيت دين الهي و باطل بودن مرام و انديشه ي خودش پي برده باشد، قلبش در اثر استکبار پيروي از هوا و هوس زنگ خورده و پليد گشته و از سنگ سخت تر شده و مورد لعنت خدا قرار گرفته باشد و در قيامت براي ابد از رحمت لايتناهي الهي بي بهره و محروم باشد و در آينده نيز محال باشد هدايت يابد و ايمان بياورد» چنين ادّعايي و چنان تشخيصي کار هيچ انساني نيست زيرا تنها خدا عليم بذات الصّدور است و بنابراين تکفير اشخاص معيّن، نادانسته و جاهلانه ادّعاي خدايي کردن است.

خلاصه ارائه ي تعريفي درباره ي اينکه به طور کلّي کافر به چه کسي گفته مي شود کار آساني است و نيز تشخيص کسي که در خط کفر قرار داشته باشد باز هم کار آساني است اما تکفير شخص معين به معني مطلقِ آن، کار انسان ها نيست به همين دليل از قديم علماي بزرگوار اسلامي و آشنا به قرآن، از تکفير شخص معيّن پرهيز کرده اند ولي امروزه هر جاهل و بيسوادي به تکفير اين و آن مي پردازد

https://telegram.me/mojahedkurd

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: