سخنی کوتاه درباره ی انتخابات

به نام خدا

سخنی کوتاه درباره ی انتخابات

انتخابات

شرکت یا عدم شرکت در انتخابات:

سخنی کوتاه درباره ی انتخابات

شرکت در انتخابات امری کاملاً اختیاری است وهیچ کسی حق ندارد مردم را به شرکت در انتخابات وادار نماید و یا دیگران را از شرکت در آن باز دارد . توضیح این که : واژه ی « انتخابات » که مفردش « انتخاب » است از نامش پیداست امری صد در صد اختیاری می باشد و از نظر حقوقی امر و نهی کردن به مردم برای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات بی معنی و مردود است . یعنی : « باید رأی بدهید » و « نباید رأی  بدهید » هر دو بی معنا و کاری عبث و بیهوده است . خلاصه هیچ کس  نه حق دارد دیگران را به شرکت در انتخاباتی مجبور کند و نه حق دارد مانع شرکت دیگران در آن شود .

     لازم به ذکر است به دلیل اینکه شرکت در یک انتخابات امری کاملاً اختیاری   می باشد بنابراین کسی که در انتخاباتی شرکت می کند به میل و اختیار خود در کاری که آن را درست می داند شرکت می نماید و کسی که به دلیل نادرست دانستن یک انتخابات در آن شرکت نمی کند مرتکب هیچ جرمی نشده است و هیچ مقام و مرجع سیاسی یا قضایی حق ندارد عدم شرکت در یک انتخابات را جرم تلقی کند و فردی را که در انتخاباتی شرکت نمی کند مورد باز خواست قرار دهد .

له یا علیه انتخابات اقدام کردن

     کسی که در یک انتخابات شرکت نمی کند حق دارد بگوید « من خود را موظف می دانم » یا « بر خود واجب می دانم » در آن شرکت نمایم اما حق ندارد برای دیگران تعیین تکلیف کند و بگوید « ما موظف هستیم و بر ما واجب است » در آن شرکت کنیم . همچنین کسی که در انتخاباتی شرکت نمی کند حق دارد بگوید « من در آن شرکت نمی کنم » یا « شرکت در آن انتخابات را صحیح نمی دانم » اما حق ندارد ادعا کند « مردم نباید در آن شرکت نمایند » .

برگزاری انتخابات در ایران

     در کشور ایران برای انتخاب مجلس خبرگان و نمایندگان مجلس و رئیس جمهور و شورا ی شهر و … انتخابات برگزار می شود . از آآآببببنجا که حکومت فعلی ایران بر پایه باور به « ولایت فقیه » قرار دارد یک نفر شیعی برای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات کاملاً مختار است یعنی اگر در آن شرکت نماید کار عبثی انجام نداده است و چنان چه از شرکت در آن خودداری ورزد مرتکب جرمی نشده است .

     اما چون به اعتقاد ما مسلمانان اهل سنّت حکومت اسلامی بر اساس « شورا » استوار است بدین معنی که مردم « شوری اولی الامر » را انتخاب می کنند و شورای مزبور همان مجلس مقننه است که حکومت و اداره ی مملکت را بر عهده دارد و رئیس دولت ( رئیس جمهور ) را نیز انتخاب می کند بنابراین برگزاری انتخابات خبرگان و نمایندگان مجلس و رئیس جمهور و شورا ی شهر همگی در تعارض صریح و آشکار با مبانی اعتقادی ما مسلمانان اهل سنت در امر حکومت می باشد .

     به عبارت دیگر چون به اعتقاد ما شورایی از مجتهدین و متخصصین کشور داری که منتخب مردم هستند به نیابت از طرف مردم قدرت و حکومت را در دست میگیرند و مملکت را اداره می کنند و رئیس جمهور ( رئیس دولت ، رئیس قوه ی مجریه ) را انتخاب می نمایند و مردم نیز با وی بیعت می کنند ( هم به شورای اولی الامر رأی مثبت می دهند و هم عملاً از وی پشتیبانی می کنند ) و به طور مضاعف اختیارات رئیس دولت را تأیید می نمایند ، در نتیجه :

     اولاً ، انتخاب مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر ( رئیس حکومت ) در اعتقاد ما مسلمانان اهل سنّت مطرحیت ندارد زیرا ما به حکومت فردی اعتقاد نداریم و به نظر ما سپردن حکومت به یک نفر همان سلطنت و انتخاب شاه است و حکومت فردی     ( سلطنتی ) در اسلام مطلقاً فاقد اعتبار است به دلیل اینکه خدای متعال در قرآن کریم به پیروی از اولی الامر( شورای اولی الامر = اجماع ) دستور داده است نه به اطاعت از فرد چنانکه می فرماید : « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم … »

     ناگفته نماند چون در آئین اسلام شورا حکومت را اداره می کند چنان چه در یک مملکت همه ی قدرت ها در اختیار یک فرد باشد آن فرد چه بسیار ستمگر و شیّاد باشد و چه بنام دین بر مردم فرمانروایی کند و روباه صفتانه ستم و جنایتهایش را توجیه نماید و یا حتی واقعاً زاهد زمانه و بسیار عادل باشد در شاه بودنش و در سلطنتی بودن چنان نظامی هیچ تردیدی وجود ندارد .   

     ثانیاً ، برگزاری انتخابات برای انتخاب نمایندگان مجلس نیز عبث است زیرا تمام امور مربوط به قانونگذاری بر عهده ی شورای اولی الامر و تنها در صلاحیت آنها     می باشد .

     ثالثاً ، انتخاب رئیس جمهور در حکومت اسلامی به دلیل عملکرد مسلمانان در عصر خلفای راشدین به شکل موجود از سوی مردم نیز صورت نمی گیرد همچنان که ذکر شد شورای اولی الامر به نمایندگی از طرف مردم وی را انتخاب می کند و رئیس جمهور به کمک اعضای دولت تحت نظارت و مراقبت مستقیم شورابه وظیفه اش      ( اجرای مصوبات شورا ) می پردازد .

     رابعاً ، انتخاب شورای شهر نیز در مملکت ایران از آن جهت که در واقع بازویی است در اختیار فرماندار و شهردار لذا از نظر ما مسلمانان اهل سنّت نمایشی بی ثمر است . به اعتقاد ما شورای منتخب مردم در هر شهری ریاست همه ی امور مربوط به اداره ی شهر اعم از سیاسی و عمرانی را باید در اختیار داشته باشد و برای اجرای قوانین و مصوّبات و بخشنامه های منطقه ای افرادی را انتخاب کند آن افراد نیز زیر نظر شورای شهر به وظیفه ی اجرائیات بپردازند ، در واقع شورای شهر مانند شورای اولی الامر اما در محدوده ای کوچکتر در منطقه یا شهری عمل میکند و   وظیفه ی اجرائیات را به افرادی می سپارد .

     پاسخ به چند سؤال :

  • انتخاب خبرگان برای انتخاب رهبر از نظر مبانی اعتقادی دینی چه ایرادی دارد ؟

     جواب : اولاً ، هم چنان که ذکر شد به اعتقاد ما مسلمانان اهل سنّت خدا به اطاعت از شورای اولی الامر دستور داده است نه به اطاعت از فردبنابراین در کشور ایران وقتی مردم مجلس خبرگان را انتخاب می کنند و آن مجلس نیز فردی را به عنوان رهبر انتخاب می کنند اقدامشان مردمی است اما ، اسلامی نیست زیرا مردم حق ندارند قانون خدا را که به اطاعت از شورای اولی الامر ( اجماع ) دستور داده است عوض نمایند و از اطاعت از فرد دم بزنند .

  • انتخاب نمایندگان مجلس چه ایرادی دارد ؟

     جواب : اولاً ، طبق قانون اساسی کسانی که سواد خواندن و نوشتن و مدرک دیپلم داشته باشند حق دارند خود را نامزد نمایندگی نمایند و این عقلاً و شرعاً مردود است زیرا سپردن امری به فرد یا افرادی که فاقد صلاحیت باشند باطل است توضیح اینکه ، کسانی که در فهم و شناخت قرآن و سنت تخصص نداشته باشند نمی توانند و حق ندارند از قانونگذاری دم بزنند . البته در قانون اساسی ایران برای رفع این مشکل  شورای نگهبان در نظر گرفته شده است . کار این شورا برطرف کردن عیب عدم تطبیق مصوبات مجلس با منابع اساسی دین ( قرآن وسنّت ) می باشد .

     ثانیاً ، معرفی نامزد ها از نظر حقوقی کاملاً مردود است وقتی افرادی قبلاً از فیلتر گزینش عبور داده می شوند یعنی افرادی حلقه به گوش و بله قربان گوی و فاقد صلاحیت را بر مردم تحمیل می کنند و این توهین بزرگی به مردم است . ولی از آنجایی که نهایتاً مردم با شرکت در انتخابات به این توهین پذیری تن می دهند شرکت در چنان انتخاباتی اقدامی مردمی اما غیر اسلامی است .

3-  انتخاب رئیس جمهور چه ایرادی دارد ؟

     جواب : اولاً ، همان ایرادی که به معرفی نامزد های نمایندگی مجلس درباره ی تحمیل آنها بر مردم و توهین به مردم وارد است به معرفی نامزد های ریاست جمهوری و تحمیل و توهین به مردم نیز وارد است .

     ثانیاً ، طبق اصل 115 قانون اساسی رئیس جمهور باید شیعی باشد یعنی مسلمان سنّی مذهب حق ندارد رئیس جمهور باشد با این وصف انتظار دولتمردان ایران از مسلمانان اهل سنّت برای شرکت در انتخابات مربوط به ریاست جمهوری بسیار بیجا و گستاخانه و ستمگرانه است زیرا توقعشان به این معنی است که آنها هیچ ارزشی برای مردم سنّی مذهب قائل نیستند اما انتظار دارند ما مسلمانان اهل سنّت ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری برای آنها ارزش و احترام قائل باشیم ؟! . ناگفته نماند هر مسلمان سنّی مذهبی که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کند توهین و ستم علیه خود را می پذیرد و به خودش توهین می کند . و با شرکت در سایر انتخابات نیز به خلاف عقیده ی خودش رفتار می کند . لازم به ذکر است تن دادن به خفّت و خواری شایسته ی هیچ انسانی نیست ، چه برسد به مسلمانی که باید همواره با عزت نفس زندگی کند .

     اخیراً برخی از نویسندگان سنّی درخواست کرده اند اصل 115 تغییر داده شود و شرط شیعی بودن از آن حذف گردد ولی این افراد متوجه نیستند که اگر اصل مذبور تغییر داده شود و فرضاً فردی سنّی رئیس جمهور گردد باز هم از نظر اعتقاد ما نادرست است زیرا رئیس جمهور مقلد و مطیع ولی فقیه است پس از این جهت نیز با اعتقاد ما به « حکومت شورایی » و عدم اطاعت از فرد منافات و تعارض خواهد داشت.

  • آیا گفتن مسائل فوق الذکر به مسلمانان اهل سنّت و آن ها را از شرکت در انتخابات باز داشتن با سخن نخست که « کسی حق ندارد دیگران را از شرکت در انتخابات منع کند » تعارض ندارد ؟

جواب : این که کسی حق ندارد به دیگران برای شرکت در انتخاباتی امر و نهی کند در صورتی است که برگزاری یک انتخابات معقول و منطقی باشد اما وقتی شرکت در انتخاباتی اساساً با مبانی اعتقاد فردی منافات داشته باشد ارشاد آن فرد کاملاً به جا و درست است . فرض کنید در دانشگاهی می خواهند هیأتی را انتخاب نمایند تا مسلمانان سنّی را که به ولایت فقیه معتقد نیستند برای تحت فشار قرار دادن آنها شناسایی نمایند . چون برگزاری چنین انتخاباتی اساساً مردود و ستمگرانه است لذا علیه آن تبلیغ نمودن ( ارشاد دانشجویان سنّی مذهب و برحذر داشتن آن ها از شرکت در آن انتخابات باطل و زورگویانه ) حق طبیعی آنهاست .

  • این که گاهی مسؤولان گزینش و حراست در ادارات و مراکز آموزشی افرادی را به خاطر عدم شرکت در انتخاباتی بازجویی می کنند و حتی مورد تهدید قرار  می دهند آیا دلیل حقوقی و قانونی برای این کار دارند ؟

جواب : خیر ، به هیچ وجه ، این قبیل افراد زورگویانه و از روی حماقت اعمال سلیقه می کنند و اگر از آنها خواسته شود ادعایشان را مکتوب نمایند به خاطر رسوا شدن هرگز حاضر نخواهند شد چنان کاری را انجام دهند .   

تکثیر : جمعی از دانشجویان و طلاب اهل سنت و جماعت

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: