اخبار اهل سنت ایران

اخبار اهل سنت ایران

ربودن و شکنجه ی یکی از افراد مکتب قرآن ساکن سردشت

خبر

حدود يك ماه قبل نيروهاي اطلاعاتي وامنيتي باماشين هاي ناشناس از كاكه شيرزاد عمري ( از اعضای مكتب قرآن در سردشت) مي خواهند كه به اداره ی اطلاعات اروميه برود. نام برده در پاسخ مي گويد بدون ابلاغ و دريافت احضاريه رسمي از طرف دادگاه ، نخواهم آمد. آنها مي گويند: پس ما با حكم جلب به سراغت خواهيم آمد. تا اينكه صبح روز دوشنبه ۹۴/۶/۲۳ ساعت ۷ صبح ، هنگامي كه اين فرد براي خريد از منزل خارج مي شود؛ چهارنفر از داخل يك ماشين بيرون آمده وبه او حمله ور مي شوند وبلافاصله به چشمانش چشم بند زده و دستانش را مي بندند واو را باخود به اطلاعات اروميه برده و درآنجا او را باهمان حال در سالني رها مي كنند. بعد از مدتي كوتاه با روشهاي مختلف او را مورد شكنجه قرارمي دهند :

با كابل به ساق پاهايش مي زنند تابي حس مي شود وبه زمين مي افتد. ( مأمور مافوق به شكنجه گران یاد آور می شود؛ طوري او را بزنيد كه آثار كابل بربدنش باقي نماند، چون اين مكتب قرآني ها آن را به گوش همه می رسانند) سپس به وي مي گويند: آيا بازهم بدون احضاريه به اروميه نخواهي آمد؟!! كاكه شيرزاد در پاسخ مي گويد: من مكتب قرآني هستم و از مصوبه ي شوراي مديريت سرپيچي نمي كنم.

درحالي كه همچنان چشم ها ودستانش بسته شده است باسيلي و مشت ولگد به جانش مي افتند وآنقدر او را مي زنند كه بيهوش مي شود وپس از پاشيدن آب سرد به صورتش او را به هوش مي آورند.

دستانش را باز مي كنند واورا روي صندلي الكتريكي قرارمي دهند وبازدن شوك برقي ۲ بار بيهوشش مي كنند. شكنجه گران براي خوردن نهاربيرون مي روند بعد از برگشتن دوباره اورا روي صندلي الكتريكي قرارداده و سه بارديگر با شوك برقي اورا بي هوش مي كنند. وقتي به هوش مي آيد در خواست مي كند كه اجازه دهند نمازظهرش را اقامه كند؛ به او مي گويند: اينجا جاي نمازخواندن نيست.

بازهم به اومي گويند: چرا با ما همكاري نمي كني ؟!!آخر مكتب قران چه كاري براي تو انجام مي دهد بدبخت بيچاره !! كاكه شيرزاد عمري در پاسخ مي گويد:

مكتب قرآن روش دينداري صحيح وانسانيت را به من مي آموزد.

سرانجام ساعت سه ونيم باچشمان بسته اورا به ترمينال اروميه برده و بليط اتوبوس را بانام جعلي ( آقاي حسن پور ) برايش تهيه مي كنند تا به سردشت برگردد. هنگام جداشدن، كاكه شيرزاد وخانواده اش را تهديد به مرگ مي كنند و مي گويند نبايد اين ماجرا را درسايت مكتب قرآن درج كنند. اونيز مي گويد: من كل ماجرا را جزء به جزء براي برادرانم تعرف خواهم كرد تا درسايت درج كنند.

لازم به ذكر است، فرزند كوچك كاكه شيرزاد؛ مريض است و مبلغ صدوپنجاه هزارتومان وجه نقد براي مداواي بچه اش همراه داشته است كه وقت سوارشدن اتوبوس متوجه مي شود كه صدوچهل وپنج هزارتومان از آن را هنگام بازديد بدني، از او دزديده اند.

روزبعد يعني سه شنبه ۹۴/۶/۲۴ به او زنگ مي زنند كه بايد به اروميه بيايد. ايشان در پاسخ مي گويد: جواب من همان است كه قبلا ً گفته ام ؛ من بدون احظاريه رسمي نخواهم آمد.

بدون شك اين مأموران، وقتي ديده اند، جواني لاغرونحيف اين گونه شجاعانه و با عزّت مقاومت مي كند[۱]غرور خود خواهانه شان به جوش آمده واينچنين كارو رفتاري با وي داشته اند.

حسبنا اللهُ و نِعمَ الوکیلُ

شورای مدیریت مکتب قرآن

94/6/28
منبع:سایت رسمی حرکت مکتب قرآن
http://www.maktabquran.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: