تعریف صحابه وصحابی به چه کسانی گفته می شود؟

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ 

با توجه به اینکه تعریفی خاص ازقرآن وسنت درمورد صحابه و صحابی وجود ندارد،توضیح دهید که حدو مرز برای شناخت وآگاهی درمورد صحابه چیست وبه چه کسانی صحابه گفته می شود؟لطفا به صورت اختصار جواب دهید.

تعریف صحابه وصحابی به چه کسانی گفته می شود؟

صحابه

                                  بسم الله والحمدالله و توکلت علی الله

درطول تأریخ بشر وهمزمان با ارسال رسولان ونبیین از سوی خداوند وانتخابشان به عنوان نمونه های عملی و اخلاقی در جامعه ی خود،همیشه کسانی جواب مثبت به دعوت گران داده اند وآنها را درمسیرهای سخت دعوت همراهی کرده اند،تعداد وعدد ایمان آورندگان ویا افرادی که استجابت دعوت الله را کرده اند زیاد مهم نیست،آن چه مهم است،تعهد وهمراهی این افراد درهمه ی مراحل سخت وطاقت فرسا وپر ازعذاب و درد مسیر دعوت دوش به دوش پیامبران بوده است،ازنظر دین الهی با توجه به»علم» و»آگاهی»وقبول دعوت وموافقت،این افرادخوشبخت  می شوند،برخلاف کسانی که با «علم» و»عمد» جبهه گیری می کنند، باعث بدبختی خود وخسران در این دنیا می شوند.

ازنظر قرآن افرادی که استجابت کننده ی دعوت با «علم» و«آگاهی»هستند جزء«اصحاب الجنه» وافرادی که به مخالفت براساس  «علم» و«عمد» می پردازند جزء «اصحاب النار» می شوند،با توجه به آیات متعدد قرآنی مشخص می شود که اصحاب شدن این دو مجموعه به دلیل همفکری ودریک مسیر فکری قرارگرفتن است و استدامت بر روی آن،از همین جا تا حدودی معنی اصحاب مشخص می شود،همچنین درجاهای دیگری از قرآن درمورد این کلمه آمده است،ازجمله می توان به اصحاب کهف اشاره کرد،آن یارانی که همفکر و رفاقتشان ابدی و دائمی شد وجزو یاران همدیگر شدند.

با دقت درآیات قرآن وهمچنین سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم،متوجه می شویم تعریفی خاص در مورد صحابه و صحابی وجود ندارد،بلکه آنچه بیان شده است،نظر و برداشت عالم ویا عالمانی است که بازحمات و تلاش،فهم وتوان خود را دراین تعاریف جای داده اند،بدون شک ایرادی برافکار این بزرگوران وارد نیست،چون آنها زحمت کشیده اند وتلاش مستمر کرده اند،فهم نهایی خود را ارائه داده ودرطول تاریخ اسلام علماء خلف آن بزرگواران یا تعاریف را تائید ویا نقل قول کرده اند،کمتر پیش آمده است که به تحقیقی دقیق دراین زمینه پرداخته شود،اگر تحقیق شده ویا مطلبی دراین باره موجود است باز متوسل به فهم علماء سلف خود شده اند وبا توجه به روایت های موجود و بیشتر از ترس تکفیر حکم قتل،از بازگویی حقیقت ناتوان بوده اند،(می توان به جریان امام مودودی در پاکستان اشاره کرد)، عدم تحقیق خاص عامل گشته که به آن بزرگواران بی احترامی شود.

همچنانکه عرض شد،هرآنچه از تعریف صحابه در کتابها موجود است،دین محسوب نمی شود و رد وعدم قبول این تعاریف به معنی مخالفت با دین نیست،بلکه بررسی در تحقیق وبرداشت،فهم وسخن بزرگواران است،به این نکته دقت لازم داشته باشیم که بررسی ویاایراد گرفتن از برداشت های علماءپیشین، به معنی مخالفت با دین نیست،بلکه رأی آنان را معصوم وبدون عیب و نقص قلمداد کردن و کشیدن حصاری به دور گفته های آنها،ما را به وادی دچار شدن به شرک می کشاند،دچار شدن به شرکی که مساوی دانستن فهم وبرداشت علماء با کلام الله و کلام رسول صلی الله علیه وسلم است.

علماء در مورد صحابه تعاریف متعددی ارائه داده اندکه از جمله می توان به چندنمونه از آنان اشاره کرد:

    1- مومنی که پیامبر اکرم (ص) را ملاقات کرده و مسلمان مرده باشد ،

    2- مومنی که مدت زمان زیادی با پیامبر(ص) دیدار و معاشرت داشته است .

    3- مومنی که مدت زمان کمی با پیامبر (ص) همنشین بوده است .

    4- مومنی که پیامبر (ص) را دیده و از آن حضرت حدیث روایت کرده باشد .

    5- مومنی که همراه رسول الله (ص) در غزوات شرکت نموده باشد .

    6- مومنی که اگر چه یک بار نبی اکرم (ص) را دیده باشد ، صحابی است .    

متن عربی تعاریف فوق درکتاب« الاصابه فی تمییزالصحابه» اثرابن حجرعسقلانی

جلد اول صفحه ی 4 چنین آمده است :

« …اصح ما وقفت علیه من ذلک ان الصحابی : من لقی النبی صلّی الله علیه و سلّم مومناً به و مات علی الاسلام فیدخل فیمن لقیه من طالت مجالسته او قصرت و من روی عنه او لم یرو و من غزامعه أولم یغز و من رآه رؤیه و لم یجالسه و من لم یره لعارض کالعمی … و هذا التعریف مبنی علی الاصح المختار عند المحققین کالبخاری و شیخه احمد بن حنبل و غیرهما ».

     تاج الدین سبکی در « جمع الجوامع» جلد دوم ص 165 درباره ی صحابی سه تعریف را ذکر نموده است و می نویسد :

« … قال ابن حاجب و غیره : من رای النّبیَّ صلّی الله علیه و سلّم مومناً ، قیل یشترط الصحابی الروایه و الاجتماع قال بعضهم یشترط الطاله و هذا مشهور لان الصحبه النبی صلّی الله علیه و سلّم شرفاٌ عظیماً فلا ینال الا باجتماعٍ  طویلٍ یظهر فیه الخلق المطلوبه علیه الشخص »

    یعنی : «… ابن حاجب و دیگران گفته اند : هر مومنی که پیامبر را دیده باشد صحابی است و برخی اظهار داشته اند شرط صحابی بودن این است که ( آن فرد مؤمن ) با پیامبر بوده و از وی حدیث روایت کرده باشد . بعضی نیز گفته اند شرط صحابی بودن این است که فرد مومن مدت زمان طولانی در خدمت پیامبر (ص) بوده باشد و این تعریف مشهور است ، زیرا ؛ صحبت و همنشینی با پیامبر انور(ص) شرافت و منزلت عظیمی است که فضایل اخلاقی را در ( همنشین رسول الله ) نمایان می سازد و این تاثیر عمیق پرورشی جز در اثر همراه بودن طولانی با پیامبر (ص) بدست نمی آید» .

همچنین از امام نووی و علماء دیگر نیز تعاریفی موجود است که متاسفانه کمتر اصابت کرده است.

تعریف صحابی

کلمه صحابی نسبت یاء به صحابه است، که به معنی مصدر است،یعنی صحبت،رفاقت.یا  به صحابه که جمع صاحب است .درلغت می توانیم معنیش را بفهمیم، با مراجعه به متون فراوان زبان عربی و به فرهنگ های لغت.درقرآن هم مکرر صاحب و اصحاب بکار برده شده است . درباره یاران حضرت رسول تنها یک نفر به این وصف موصوف شده ، » إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ » یعنی حضرت ابوبکر (س)،غیراز ایشان کسی دیگر وجود ندارد که درقرآن به این وصف موصوف شده باشد .اما اشاره ای سریع و گذرا بکنیم در مورداین کلمه ،صاحب که جمعش الفاظ گوناگونی است،کلمه ی صحابه و صحابی و ..از این ریشه است،نسبت به شیئ داده می شود مثلا:مثل » اصحاب الجنه »  ، » اصحاب النار»، » أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ » و » اصحاب السبت «و «اصحاب الاخدود » و این کلمات که درقرآن متعددد داریم. یا صاحب الحوت  این مفردش نسبت به شخص داده می شود یعنی دوست ، رفیق ، شیئی در حدود معنی دوست و رفیق خواه با تفاوت عقیده یا با اتحاد عقیده. با تفاوت عقیده مثلا خطاب می کند به مشرکین » وما صاحبکم بمجنون » صاحب در اینجا حضرت رسول است . این دوست شما این رفیق شما دیوانه نیست،نگاه کنید درحال و رفتار و سوابق و زندگیش . » مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ «.

با توجه به تعریف کوتاهی که در مورد صحابه بیان شده،به کسانی رفیق،دوست،یار و صحابه گفته می شود،که رفاقت دائمی و درانواع امتحانات و مراحل مختلف همراه و هم مسیر بوده باشند،تا در مراحل مختلف امتحان پس داده وبا نمره ی قبولی جزو شهداء و شاهدان ونمونه شوند،با دقت در آیات قرآن،وبا توجه به سیاق آیات و زمان نزول آنها متوجه می شویم،صحابه چه در تعریف علماء و چه در روایات منقول از پیامبر صلی الله علیه وسلم وبا توجه به تاکیدقرآن در وصف یاران باوفای رسول الله،تنها شامل مهاجرین و انصار می شود،وکسی غیر از این بزرگ واران جزو صحابه به حساب نمی آید،حال به آیاتی از قرآن دراین مورد اشاره می کنیم:

1- لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ…

2- وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ

3- وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ

4-  كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ

5- الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّكَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ

6- هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ

وصفاتی دیگر درقرآن « اُولئِکَ هُمُ الفائِزون…»و« اُولئِکَ هُمُ المُومِنُونَ حقّاً » برای مهاجرین وانصار به کار رفته است،که صحابی بودن آن یاران،که یاران دوران سَاعَةِ الْعُسْرَةِ بوده اند را خاص می کند ونشان می دهد که آن یاران دوران سخت با مسلمانانی که بعداز هجرت ایمان آورند،هم درجه نیستند و دوران سخت را همراهی نکرده اند،بلکه با تفاوت درجه حضور وگویی برسر سفره ی آماده آمدند!،وهرگز ازنظر خدا حالات وایمان این دو دسته مساوی نیست،همچنین ایمان مسلمانانی که از اولین روز ،همراه ویاررسول الله بودند با ایمان کسانی که جزو طلقاء ویا جزو ایمان آورندگان درفتح مکه بودند،مساوی نیستند،مقایسه کردن آن یاران اولین ومساوی دانستن آنها با بقیه ی ایمان آورندگان در سالهای بعداز هجرت، طبق سخنانی از علماء ویا تعریف امام نووی که می فرماید: فاما الصحابی : فکلّ مسلم رای رسول الله صلّی الله علیه و سلّم و لو لحظه!!! دارای ایرادهای زیاد وعامل بی احترامی به آن بزرگواران اولین گشته است،

حتی درسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز حدود صحابه مشخص شده است و یاران قدیم و جدید،باهم از دیدگاه رسول الله فرق دارند،برای نمونه به مواردی اشاره می کنیم:

برای نمونه در صحیح بخاری  ج 2 ص 423 و صحیح مسلم  ج 7 ص 188 و صحیح ترمذی  ج 2 ص 318 آمده است :

« لا تسبّوا اصحابی ، فوالذی نفسی بیده لوا نفق احدکم مثل احدٍ ذهباً ما بلغ مدّ احدهم و لا نصیفه »

     یعنی : « از یارانم بد گویی نکنید . قسم به کسی که جانم در دست اوست اگر یکی از شما به اندازه ی کوه احد طلا ببخشد به یک یا نیم پیمانه ی (بخشش ) آن ها نمی رسد . »

همچنین در « صحیح ترمذی » ج 2 ص 315 دو حدیث ذیل روایت شده است :

« الله الله فی اصحابی لا تتخذوهم غرضاً من بعدی … الخ »

     یعنی : « درباره ی اصحابم از خدا بترسید بعد از من آنان را مورد هدف (بدگویی ) قرار ندهید.»

« اذا رایتم الذین یسبّون اصحابی فقولوا لعنه الله علی شرّکم »

     یعنی : « هرگاه دیدید کسانی یارانم را مورد بدگویی قرار می دهند بگویید نفرین خدا بر شرتان باد».

     در سیره ی ابن هشام ( ج 2 ص 431 ) نیز آمده است ، رسول خدا (ص) به هنگام نزاع خالد بن ولید و یکی از صحابه ، خالد را از شتم آن صحابی (عبدالرحمن بن عوف ) نهی کرد و فرمود : « مهلاً یا خالد دع عنک اصحابی فو الله لو کان لک احد ذهباً ثم انفقته فی سبیل الله ما ادرکت غدوه رجلٍ من اصحابی و لا روحته » یعنی :« درنگ کن ، ای خالد ! ازاصحابم دست برادر ، سوگند به خدا اگر به اندازه ی کوه احد طلا می داشتی و در راه خدا انفاق می کردی ، یک صبح و شام یکی از اصحــابم را در نمی یافتــــی ! ( به ثواب یک روز آن ها نمی رسیدی). »

     ماجرای فوق در«صحیحین بخاری و مسلم » نیز از ابو سعید خدری روایت شده است که گفت : کان بین خالد بن الولید و بین عبدالرحمن بن عوف شیء ، فسبّه خالد فقال رسول الله ( صلّی الله علیه و سلّم):«لا تسبّوا احداً من اصحابی ، فلو ان احدکم انفق مثل احدٍ ذهباً ما ادرک مد احدهم و لا نصیفه».

با توجه به آیات متعدد و نقل قول از کتابهای صحیحین،مشخص می شود که صحابه تنها شامل آن یاران اولین از مهاجرین وانصار می شوند وبقیه ی ایمان آورندگان در دایره ی تعریف قرار نمی گیرند.

اگر ما مسلمانان در قرآن دقت کنیم ویا تعریفی درست درمورد فهم از کلمه ی «صحابه»ارائه دهیم،بسیاری از مطالب ویا مسائل اخلاقی که حول صحابه وبا نام صحابه مطرح شده وبه آن بزرگواران نسبت داده شده است،اصلاح گردد،بدون شک حد و حدود مشخص و برخورد افراد مختلف آن دوران از ایمان آورندگان بعداز هجرت به نام صحابه ثبت وظبط نمی شود وبهانه به دست هتاکان به رسول الله صلی الله علیه وسلم نداده ایم،برای نمونه با آن تعاریف قرآنی درمورد صحابه،ممکن است دست به کارهای ضد دینی بزنند؟ممکن است کاری انجام دهند خلاف تعریف خداوند؟برای نمونه چه کسانی  به ام المؤمنین حضرت آیشه تهمت وارد کردند؟منافقانی که به ظاهر دردایره ی اسلام بودند،در روایت های مختلف ویا درکتب تاریخ متعدد نقل شده است که فلان صحابی چنین کرد ویا فلان صحابه،دارای صد فرزند!!! بوده(که بعضی منبرنشینان با آب وتاب خاصی نقل می کنند) ویافلان صحابی به هرجایی می رسید صاحب یک زن می شد ویا… ،با توجه به فهم قرآنی موضوع،همه ی این شبهات ودروغ ها ومسائلی که به این صورت درکتابها نقل شده است، بی اساس وبه آن یاران اولین وشاگردان تربیت شده ی حضرت رسول صلی الله علیه وسلم نمی چسبد.

به دلیل همین تعاریف غلط،تلاش  رسول الله(ص)چنین تفسیر می شود:

1- حضرت رسول صلی الله علیه وسلم درتربیت شاگردانش ناتوان بود.

2- طبق بی احترامی های شیعیان به یاران رسول وتفهیم این موضوع که حضرت محمد به اندازه ی حضرت عیسی توان تربیت شاگرد نداشته است،چون به اعتقاد شیعیان اکثر یاران آن رسول کافر شدند!

3- با فوت پیامبر نور و رحمت عده ی زیادی از مسلمانان جزو مانعین زکات شدند!

4- با فوت رسول الله بسیاری منافق وکافر شدند

ودرنهایت

1- فرق نگذاشتن میان یاران اولین و مسلمانان ایمان آورنده در دوران فتح مکه

2- نسبت نفاق وکفر به کسانی که طبق آیه ی 100سوره توبه مورد رضایت خداوند قرارگرفتند.

3- بی احترامی به قرآن وزیر سوال بردن سخن الله جل جلاله درتعریف یاران آن حضرت.

وبسیاری نکات دیگر که متاسفانه تمام این مسائل سرچشمه از تعاریفی غلط (که تنها برداشت افراد است وربطی به قرآن ندارد)می گیرد وعامل بی احترامی به رسول الله صلی الله علیه وسلم ومهاجرین وانصار که با 7 صفت متفاوت درقرآن ازآنها یاد شده است،ودرنهایت ایجاد شبهه وتعارض درقرآن وبی احترامی به گفته های خداوند که به صورت متعدد آن بزرگواران را مورد ستایش قرار داده است،چطور ممکن است خداوند آنان را بهترین امت،امت وسط،ورضایت خود را از آنها اعلام دارد ولی درزمان رسول الله افرادی تنبل وترسو ویا بعداز ایشان گرفتار انواع مشکلات و گرفتاری شده ودرزمان اختلاف با شورا و خلفای راشدین بدترین حالات را از خود نشان داده و بگوییم صحابه باهمدیگر به جنگ پرداختند! درحالی که قرآن با آن تعاریف آنها را از بقیه مستثنی می کندوتلاش آنها برای اشاعه ی خیر و برکت بوده است.

نتیجه گیری:

با توجه به تعاریف فوق که از قرآن وسنت بیان شد،اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه تنها به مهاجرین وانصار اطلاق می شود،آن یارانی که در دوران سخت دعوت همراه پیامبرصلی الله علیه وسلم بودند و حاضر به ترک خانه وکاشانه و گذشتن از جان و مال خود شدند ودردیار غربت مورد استقبال انصار(که جان و مال خود را مورد تهدید قرار دادند)، قرارگرفتند، بقیه ی افرادی که بعداز هجرت ایمان آوردندو به دلیل عدم پرورش و نبودن در میدان های سخت امتحان الهی و عدم رفاقت طولانی با رسول الله جزو صحابه محسوب نمی شوند،بلکه جزو ایمان آورندگان و در صورت پیروی از آنان با احسان،مورد رحمت و لطف الهی قرار می گیرند.

بکوشیم فهمی درست از کلمه ی صحابه ارائه دهیم تا در نسل های آتی برداشت و بینش به نسبت این مطلب مهم تصحیح وبه نام صحابه به یاران اولین و به رسول الله بی احترامی نشود،هنگامی که کتابهای تاریخی ویاسیره را می خوانیم متوجه بزرگترین بی احترامی ها به صحابه می شویم،مثلا کتاب رجال حول رسول،جزء کتابهایی است که از یاران آن بزرگوار گفته است،مسائلی را بیان می کند که هرگز با تعاریف قرآنی درمورد صحابه سنخیت ندارد،ومتاسفانه این نوع تفکر از خیلی قبل درمیان ما مسلمانان جا خوش کرده وبا دست و قلم و زبان خود به لفظ وکلمه ی صحابه بی احترامی می کنیم.تمام این اشتباهات در طول تاریخ اسلام به دلیل تعریف های مختلف در مورد صحابه است.

والسلام علی من التبع الهدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: