نتایج نظارت در مکتب قرآن در دو دهه ی گذشته

نتایج نظارت در مکتب قرآن در دو دهه ی گذشته

2
بخش دوم:جایگاه شورا در حیات اجتماعی بشر

بسم الله الرحمن الرحیم

درسال 71 پس از شهادت کاکه احمد مفتی زاده،وشروع مرحله ی سوم اداره ی حرکت که همان -( وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ) است- هرکس تلقی خاصی از شورا وکار جمعی داشت.

درآن زمان،هرسال انتخابات شورا برگزار می شد،دراجلاسیه ی 79 مدت شورا به سال رسید و تا اینکه در اجلاسیه ی دوم 89-90 طول عمر شورا به 5 سال تغییر یافت؛ازنظرکیفی،افراد اعمال نظرهای فراوانی در اداره ی حرکت داشتند وکار به جایی رسیده بود که گاه فردی چون آقای حسن امینی- به دلیل تفکر حوزوی- به نام مکتب قرآن،در قبال مسائلی که نه در تخصص وی بود ونه جزء وظایفش،دخالت های فراوانی داشت.

درسال 75 که تبیّنیات کاکه سعدی قریشی به عنوان ناظر به کلاسها رسید،افراد کم کم عملاًبا کار شورایی آشنا شدند؛با تآلیف جزوه ی اهتمام به شورا وتدریس آن در کلاسها،افراد مکتب قرآن متوجه نظرات ژرف وبی نظیررهبرشان(کاکه احمد مفتی زاده)درزمینه ی پرهیز از تفرق و تبعیت از رآی جمعی(شورا)شدند،که این سالها مصادف بود با مخالفت های صریح ملاحسن امینی با فهم غالب شورای آن دوره ها- که در حقیقت با نظر ات روشن کاکه احمد درزمینه ی مدیریت هر حرکت دینی بود-که تاب تحمل تفکر جمع را نداشت واز مکتب قرآن اخراج شد.

اجمالاً قسمتی از تئوریهای اداره ی جامعه وحرکت دینی کاکه احمد را بیان می کنم.


1- رسول الله – صلی الله علیه وسلم- 30 سال خلافت را که امورشان شورایی بود،صحیح و دینی می داند وغیر آن باطل و حکومتی غیر دینی است{اشاره به حدیث پیامبر- صلی الله علیه وسلم- که فرمود«الخلافة بعدی ثلاثون سنة ثم تصیرعضوضا»}درآن سی سال،امور،شورایی حل می شدولی اختلاف رأی شورا وجود داشته وطبعیی بوده ولی در نهایت یک رأی را امت اسلامی شینده است،که دراین صورت تفرقی پیش نخواهد آمد.
2- کاکه احمد در نوار 245 می فرماید:

باتأسف فراوان کسانی هستند که وقتی ازنِعَم مادی ومعنوی بیشتری برخوردارند،به جای آنکه نسبت به خدا وخلق متواضع تر باشند،حس غرور وتکبرشان رشد می کند،به عنوان نمونه افرادی به ظن این که چند کلمه ای ازدیگران بیشتر می دانند،نمی خواهند از شورا تبعیت کنند،درحالی که آگاهان به سنت عملی پیغمبر- صلی الله علیه وسلم- متوجه هستند که پیروی از شورا،هرچند یک یک اعضای آن»أعم وأصلح»هم نباشند واجب است.

ناظر بر این امور اصرار داشت که:کلیه ی افرادمکتب قرآن دربرابر شورا حکم واحدی دارند وهمه باید اجازه هر نوع فعالیت خود را از شورا کسب کنند؛وریشه تکبروغرور- که آخر الامر به دیکتاتوری می انجامد-باید خشکانده شود؛همچنین در تبیینات ناظر بود که افراد متوجه این مسأله شدند که:برنامه ی خالق برای نجات انسان از گرفتاری ها وبدبختی های فردی و اجتماعی چیست؟بله،تنها راه نجات ابنای بشر از دست دشمن دیرینه وقسم خورده شان(شیطان) تزکیه نفس وپرورش است تا ازدو یا چند خدایی رهایی یابند و موحد گردند وهمچنین تنها راه نجات وسعادت جامعه ی بشری در مدیریت شورایی(خردجمعی)می باشد چون واضح است که درادامه ی نجات فرد از دست خودخواهی وخودپسندی است که مجموعه اش را طوری اداره می کند که اثری از خودخواهی وتکبر برآن راه نیابد واز اینجاست که آثاردنیا دوستی- که همان ترس و طمع مورد اشاره کاکه احمد است- هیچگاه برجمع وارد نمی شود وسرانجام ،نه ازترس مال وجان،کوتاه می آیند ونه به طمع زیاده خواهی،رذالت وپستی برافرادآن جامعه مستولی می گردد.

3-همه از تصمیمات شوری،پیروی کنید- چه اعضای دو مجموعه{شورا وهیأت افتا وقضا}وچه سایر خواهران وبرادران-اگر کسی،عذری مقبول دارد،در«جلسه ی عمومی»،بیان کند؛مگر آنکه«افشاء»،نامشروع باشد؛که درآن صورت،برای رئیس شوری،یا ذی صلاحی دیگر،توضیح دهد؛واو نیزبا رعایت«امانت داری»،درهمان جلسات،به معذور بودن آن کس،اشاره کند،(ودر صورت لزوم،به یک یاچند ذی صلاح دیگر بگوید،تا همه،برمسأله،شهادت دهند).اگر هم کسی،صمیمانه وبدون هیچ نیّتی منحرف،به تصمیمی،اعتراض دارد،برای عضوی توانا بربحث و برشرح دلیل اعتراض،توضیح دهد(اگر خود،توانایی کافی نداشت،یا مصلحت ندید)،تا:یادرستی رأی وی،معلوم شود،یا به صحّت تصمیم شورا،پی برد،قبلاًدر درسهای شفاهی جزوه های «ذین وانسان»توضیح داده ام که:اگر فردی،پس از این مرحله هم،نظر مخالف داشت،مکلّف است:درامور عمومی،به پیروی. وبالفعل هم،همین رأی شوری است که:- گرچه در واقع،نادرست باشد- هم مقبول خداست،وهم به خیر و صلاح جمع؛نه آن رأی مخالف- گرچه درواقع،درست هم باشد-( ومی دانید که:حالا،به حکم اضطرار،همین شورای شما،حکم همان شورای مورد بحث در آن جزوه ها را دارد).لذا،خود خواهی و معصیت است:اگر چنین شخصی،درغیرصورتهای مذکور،بحث کندو؛تصمیم شورا را تحقیرنماید،اگر کسی،چنین خطایی را،از کسی دید،بنا به وظیفه ی «نهی ازمنکر»وبا روش حکیمانه ی آن(که توضیح این روش وصورتهای مختلف،وگاه متباین آن،کاراینجا نیست)،او را از این کار ناپسند زیانبارش،پشیمان کند،واگر واقعاًخود نتوانست،ساکت وبی تفاوت نماند؛بلکه به صورتی که نیّت یا حالتِ«غیبت وبدگویی»پیش نیاید،برای رئیس شوری – که طبعاًباید شخصّیت و ظرفیت وتقوای مناسب مسؤولیتش را داشته باشد- یا مانند او،بیان کند.
نامه ی سوم بند 23

4- اگر کسانی،«میل»به پیروی از شورا را ندارند،به فرض وجود دلیلی خداپسند،یا با شما،به طریقی که گفته ام،مطرح کنند یا برای من بنویسند.که اگر درست بود،درحدّامکان،چاره جویی کنیم؛وگرنه،متوجّه اشتباهشان گردند(شاید هم لازم باشد:شما و آنان را درجلسه ای باهم ببینم ومطلب دو طرف را بشنوم).کسانی که اگر«شکور»باشند،باید به فروتنی هرچه بیشتر،به شرح مطالب وتفهیم آن به دیگران بپردازند؛وباید:برای شما،کار«یارشاطر»کنند،نه «بارخاطر»؛وهمچنین برای من،درحالیکه،تمام آنچه درطول ده ها سال اخیر،از مخالفان دیده ام و شنیده ام،به اندازه ی تنها یک خطای یاران قدیم،دلم را نمی آزارد،دلیل هم،معلوم است،اوّل اینکه :من بنا به سابقه،ازاینان،انتظارحسن نیّت واخلاص درخدمت به خلق و به دین،دارم نه از مخالفان،دوم اینکه:ممکن است مخالفت بعضی از مخالفان،با حسن نیّت ،یعنی:به گمان خائن به دین و خلق بودن من،باشد؛در حالی که،این یاران،اظهاراعتماد می کنند،وسوم این که،هر بلا یا ناگواری ازجانب مخالفان،درصورت«صادق بودن ما»،مایه ی خیر است واگر- خداناکرده- وضع مردم،مساعد نباشد،رسیدن ما به رضای پروردگار،مسلّم است(در بحثهای شفاهی،ودر بعضی از نوشته های نظمی و نثری،راجع به دو صورت دلیل سوم،توضیح داده ام).

امّاهر اشکال تراشی ازیاران،اگر عامل شرّهای فراوان نباشد،یقیناًضررمنفور گشتن نزد پرودگاررا برای اشکال تراش- لااقلّ،درهمان حال آلوده شدن،به «خودخواهی»بعضی از یاران،در دوران پس از مرگم،واز سوء خاتمه ای که «خودخواهان»دچارش می شوند،باین کرده ام وپناه برخدا!.
نامه ی هشتم ص 89-90

5- هریک از شما- همه ی هم مسیران – ازعمق فهم، وبینه وبینَ الله،اصل مسیررا،درمقیاس «حجّیّت نسبی»- که مرادم را از آن می دانید-،یا درست می دانید ،یا نادرست،اگر ناردست،حیف است:«هباءًمنثوراً»شدن آن همه تلاش و،آن همه ضرر و،آن همه بلا! واگر درست،حیف است:«صدّاز راه خدا»هرچند بسیارکم رنگ وخفیف! وحیف است: با تمام دل و زبان در راه خدا نبودن و،هرگونه آمال واحوال مخفی و آشکارخودخواهانه را فدانکردن! وحیف است جز از طریق الفت آورِ«حکمت»برخورد کردن،چه با شورا،وچه با هریک ازیاران،وچه با ایرادها وتقصیرها!آخر مگرمی شود:معصوم ازخطاماندن؟.حتی از بعضی گناه؟پس،یافتن و گرفتن«ایراد»،هنرنیست،هنرممدوح ولایق ثواب،با صفاو صمیمانه وحکیمانه چاره کردن است.
نامه ی هشتم صد91-92

بنا براین مستندات قاطع و محکم بود که کاکه سعدی قریشی به عنوان ناظر درمکتب قرآن إحیای شورا را در سرلوحه ی کار خود قرارداد،واین بود که اکنون مکتب قرآن از شورای مدیریت تا شورای شهرها و شوراهای فرعی اعم از اجرایی و مقدماتی و پرورشی و آموزشی و آموزش قرآن و دانشجویان و محصلان و…وحتی هیأت افتاءوقضا،که کارش پاسخگویی به مسائل فقهی است به صورت شورایی وجمعی اداره می شود،ونتیجه ی آن وحدت و یک صدایی است که در مواضع افراد درجامعه وحتی دربازجوییهایشان هویداست واین همان دژمستحکمی است که دشمنان دین وملت را سخت آزرده است.

«چراکه وحدت منتهی به توحید است و تفرق منتهی به اهریمن»

ادامه دارد…
18-10-93
فاروق احمدی

نتایج نظارت در مکتب قرآننسخه ی PDF

لینک قسمت اول :

https://mojahedkurd.wordpress.com/2014/10/26/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-2-%D8%AF%D9%87%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA/

لینک های مرتبط(1)

https://mojahedkurd.wordpress.com/2014/04/10/nezaraat/#more-992

لینک های مرتب(2)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: