سوالاتی پیرامون قیام حضرت حسین -س- از دیدگاه اهل سنّت(مقاله ی چهارم)

سوالاتی پیرامون قیام حضرت حسین -س- از دیدگاه اهل سنّت(مقاله ی چهارم)

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

PDF 4 magaleh

سؤال: لطفاً دیدگاه اهل سنّت را درباره‌‌ی واقعه‌‌ی عاشورا بیان کنید.

 جواب: چون قیام حضرت حسین علیه سلطنت یزید به اقدام معاویه (انتخاب فرزندش به عنوان جانشین خود به خلاف صلح‌نامه‌‌ای که با حضرت حسن امضا کرده بود) بر می‌‌گردد، بنابراین برای روشن شدن دیدگاه ما مسلمانان اهل سنّت درباره‌‌ی حادثه‌‌ی عاشورا نخست به دو موضوع مرتبط به هم (۱ـ خلافت اسلامی از نظر اهل سنّت ۲ـ مواد قرارداد صلح میان حضرت حسن و معاویه) اشاره می‌‌کنیم:

۱ـ هم‌‌چنان که می‌‌دانید درباره‌‌ی نوع حکومت، ما مسلمانان اهل سنّت ‏«‏‏حکومت شوریٰ و دولت خلافت» را قبول داریم و معتقدیم بعد از وفات حضرت محمّد رسول صلی الله علیه وسلم به الهام ربّانی پیش بینی فرموده بود که مدت خلافت سی سال خواهد بود سپس به پادشاهی تبدیل می‌‌شود و مدت خلافت آن بزرگواران سی سال بود (حضرت ابوبکر ۲ سال و ۳ ماه، حضرت عمر ۱۰ سال و ۶ ماه، حضرت عثمان ۱۲ سال و ۳ ماه، حضرت علی ۴ سال و ۶ ماه و حضرت حسن ۶ ماه) در «فتح الباری» (ج ۹ ص ۶۸۳) اثر ابن حجر عسقلانی از قول حضرت رسول صلی الله علیه وسلم می‌‌خوانیم: ‏«‏‏الخلافه بعدی ثلاثون سنه ثم تصیر ملکاً عضوضا» یعنی: ‏«‏‏خلافت بعد از من سی سال است سپس به پادشاهی مستبدانه تبدیل می شود» (اخرجه احمد و اصحاب السنن و صحّحه ابن حبّان و غیره)».

 

۲ـ وقتی حضرت عثمان توسط باغیان (تجاوزگران) به شهادت رسید شورای مهاجرین و انصار، حضرت علی را به عنوان خلیفه‌‌ی مسلمین برگزیدند و همه‌‌ی مسلمانان به جز معاویه و مردم شام با او بیعت کردند و مخالفت‌‌های معاویه طی مراحل مختلفی به جنگ صِفّین انجامید. چون قبول حکمیت بر حضرت علی تحمیل شد جمعی از یارانش ـ که بعداً به خوارج شهرت پیدا کردند ـ از وی جدا شدند و به نام دین جنایت‌‌ها کردند. حضرت علی سرکوبی آنها را وظیفه‌‌ی خود دانست. بعد از متلاشی شدن لشکر خوارج در جنگ نهروان سه نفر از آنها بعد از رایزنی به این نتیجه رسیدند که حضرت علی و معاویه و عمروعاص را به قتل برسانند تا مسلمانان به اتّفاق خلیفه‌‌ای برگزینند و فتنه‌‌ی برادرکشی میان مسلمانان خاتمه یابد. عبدالرحمان ابن ملجم حضرت علی را هنگامی که برای ادای نماز صبح راهی مسجد بود در کوچه به قتل رسانید (۱) امّا دو نفر دیگر موفق نشدند عمروعاص و معاویه را بکشند. بعد از شهادت حضرت علی بزرگان اسلام شورایی تشکیل دادند و به اتفاق حضرت حسن را به خلافت برگزیدند. معاویه با خلافت او هم مخالفت نمود و اینبار نیز به رأی اجماعی صحابه پشت کرد. حضرت حسن برای جلوگیری از جنگ و خونریزی میان مسلمانان ناچار با معاویه پیمان صلحی امضا کرد. مواد اساسی آن صلحنامه به قرار ذیل بود.

۱ـ معاویه طبق قرآن و سنت و به روش خلفای راشدین عمل کند.

۲ـ معاویه حق ندارد برای بعد از خود ولیعهد و جانشین تعیین کند.

۳ـ بعد از مرگ معاویه شوریٰ امور مسلمین را بدست گیرد.

متن قرارداد صلح در کتب معتبر سنّی و شیعه چنین گزارش شده است.

‏«‏‏بسم الله الرحمن الرحیم ـ هذا ما صالح علیه الحسن بن علی معاویه بن ابی سفیان صالحه علی أن یسلّم الیه ولایة المسلمین علی أن یعمل فیهم بکتاب الله و سنة نبیه محمّد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و سیرة الخلفاء الصالحین و لیس لمعاویه بن ابی سفیان أن یعهد لإحد من بعده عهداً بل یکون الامر من بعده شوریٰ بین المسلمین».(۲)

حضرت حسن بعد از ده سال (در سال ۵۰ هجری) به رحمت ایزدی پیوست او تا آخر عمر شریفش به صلحی که امضا کرده بود پایبند بود و علیه معاویه اقدامی نکرد و برادرش حضرت حسین نیز در طول بیست سال سلطنت معاویه هیچ حرکتی جهت براندازی وی نکرد امّا معاویه به خلاف عهدی که امضا کرده بود فرزندش یزید را که ناصالح و فاسق بود، جانشین خود قرار داد و اکثر سران اقوام و عشایر را به بیعت با فرزندش وادار نمود.

معاویه با این اقدامش سلطنت موروثی را پایه‌‌ریزی کرد و مانع شد حکومت، اسلامی شود یعنی مجدداً بر پایه‌‌ی شوریٰ استوار گردد. بعد از مرگ او یزید بر تخت سلطنت نشست امّا حضرت حسین حاضر نشد بایزید بیعت کند و سلطنت را به رسمیت بشناسد و چون در برابر لشکر انبوه یزید سپاهی نداشت جز سکوت چاره‌‌ای ندید، امّا وقتی اکثر مردم کوفه برای آن حضرت نامه فرستادند و اعلام کردند که رهبری او را می‌‌پذیرند. اینجا بود که حضرت حسین خود را موظّف دانست به سوی کوفه حرکت کند. وقتی یزید از اقدام کوفیان مطّلع گشت نعمان بن بشیر والی کوفه را خلع و ابن زیاد را مأمور سرکوب مخالفان کرد و او با تهدید و خشونت و کشتار با مردم رفتار کرد در نتیجه حمایت مردمی از نهضت حضرت حسین خنثی شد و او در حالی که از انصراف و ملغی شدن حمایت کوفیان و جنایات عمال یزید از جمله کشته شدن پَیکَش، مسلم بن عقیل بی‌خبر بود هم‌‌چنان به سوی کوفه حرکت می‌کرد تا اینکه در منطقه‌‌ی کربلا لشکر یزید راه را بر وی بستند و آن حضرت را بر سر یک دو راهی قرار دادند (یا بپذیرد که با یزید بیعت کند و یا جنگ را تحمّل نماید) امّا آن اُسوه‌‌ی ایمان و تقوا تسلیم درخواست آنها نشد و قبول نکرد با یزید بیعت کند و چون خواست به مکه برگردد به او اجازه ندادند و جنگ را بر آن حضرت و یارانش تحمیل کردند سرانجام او و جمع زیادی از همراهانش به قتل رسیدند  ـ (۳)سلام و رحمت و برکات خدا بر آن شهیدان والا مقام باد ـ

اکنون این سؤال مطرح است که چرا حضرت حسین علیه یزید قیام کرد؟

جواب : حضرت حسین ـ سلام اللّه علیه ـ برای احیای نظام شورایی قیام کرد. توضیح اینکه: اگر معاویه طبق مفاد صلحنامه عمل می‌‌کرد و جانشینی برای خود قرار نمی‌‌داد و پس از مرگ وی بزرگان اسلام شورایی تشکیل می‌دادند و زمام امور مسلمانان را بدست می‌‌گرفتند و به اتفاق خلیفه‌‌ای بر می‌‌گزیدند درآن صورت حضرت حسین نیز با منتخب شورای مسلمین بیعت می‌کرد. امّا چون معاویه به خلاف عهدنامه یزید را جانشین خود قرار داد و مانع شد اصل مهمّی از دین (نظام شورایی) احیا شود علیه یزید قیام کرد.

بنابراین شکی نیست که قیام حضرت حسین برای اجرای مفاد صلح‌نامه بود او قیام کرد تا سلطنت (نظام فردی) بر چیده شود و نظام و حکومت شورایی احیا گردد..

نکته‌ی قابل توجه این است که اگر معاویه فردی درستکار و شریف را هم جانشین خود می‌‌کرد چون اساساً تعیین ولیعهد به خلاف عهدنامه بود باز حضرت حسین با او بیعت نمی‌‌کرد.

اگر گفته شود حضرت حسین قیام کرد تا حکومت را بدست آورد و بجای یزید زمام امور مسلمین را بدست گیرد این تصوّر اهانت به آن حضرت محسوب می‌‌شود زیرا به معنی آن است که حضرت حسین نیز مانند معاویه بر خلاف عهدنامه عمل کرد و به اصل مهم و اساسی صلحنامه (بعد از مرگ معاویه باید شورای مسلمین حکومت را در دست گیرد) بی اعتنا بود و آن را پایمال نمود.

پس تردیدی نیست که قیام حضرت حسین برای اجرای مفاد صلح‌نامه بود و اگر قیامش به نتیجه می‌رسید زمام امور را به شوریٰ می‌سپرد خلاصه آن حضرت – سلام اللّه تعالی علیه – در واقع جانش را در راه احیای نظام شورایی فدا کرد.

———–

۱ – آیت‌الله نعمت الله صالحی نجف آبادی در کتاب ده گفتار یکی از مقالاتش را به این موضوع اختصاص داده است که طبق روایات و اسناد و مدارک تاریخی حضرت علی در کوچه ضربت خورد نه در داخل مسجد.
۲ – به الصواعق المحرقه ص ۱۳۶ اثر دانشمند مشهور اهل سنت ابن حجر هیثمی و بحارالانوار ج ۴۴ ص ۶۵ اثر علامه مجلسی از علمای شیعی و نیز الفتوح اثر احمد بن اعثم کوفی از علمای شیعی ج ۴ ص ۱۶۰ نگاه کنید.
۳- در کتاب ده گفتار آیت الله نعمت الله صالحی نجف آبادی – علیه الرحمه – آمده است: «طبق روایات موثق همراهان امام حسین در کربلا حداقل ۱۴۶ نفر بوده‌اند.»
در روزنامه‌ی همشهری نیز گزارشی جالب چاپ شده بود: «چون عدد ۷۲ نزد ایرانیان باستان مقدّس بوده است عدد یاران امام حسین را با آن تطبیق دادند (زرتشت و ۷۲ تن از یارانش، مانی و ۷۲ تن از یارانش، مزدک و ۷۲ تن از یارانش و امام حسین و ۷۲ تن از یارانش) و با وجود این که تعداد کشته شدگان حادثه‌ی انفجار محل حزب جمهوری اسلامی بیش از ۱۲۰ نفر بودند امّا به دروغ گفتند: (بهشتی و ۷۲ تن از یارانش)…
۴ – نگارنده بینش مزبور درباره‌ی «فلسفه‌ی قیام حضرت حسین را از سخنان و درس‌های علاّمه احمد مفتی‌زاده – رحمه الله – (از پیشوایان بزرگ اهل سنّت) اقتباس نموده است.

منبع سایت کردستان بیدار

http://kurdistanbidar.com/qeyam-hazrat-hosein/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: