سؤالاتی درباره‌ی اقدامات معاویه بن ابی سفیان(مقاله ی سوم)

سؤالاتی درباره‌ی اقدامات معاویه بن ابی سفیان(مقاله ی سوم)

 بسم الله الرحمن الرحیم

PDF 4 magaleh

 الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی عبده و رسوله محمّد الامین و علی آله و اصحابه اجمعین.

 س ۱ : اهل تشیع درباره‌ی معاویه بن ابی سفیان چه نظری دارند؟

ج : شیعیان چون به معصوم بودن امامانشان اعتقاد دارند جنگ با آنان را مانند جنگ با پیامبر خدا به حساب می‌آورند و می‌گویند هر کس با امام معصوم بجنگد کافر است بنابراین معاویه را که با علی بن ابی‌طالب وارد جنگ شده کافر می‌شمرند و از لعنت کردن بر وی دریغ نمی‌ورزند و از هر روایت جعلی و دروغینی که روافض علیه او ساخته و پرداخته‌اند نیز استقبال می‌نمایند.

به اعتقاد ما مسلمانان اهل سنّت این موضع شیعیان نسبت به معاویه بن ابی‌سفیان باطل است زیرا،

 

اوّلاً، از قرآن مجید و احادیث نبوی برنمی‌آید که علی بن ابی‌طالب معصوم بوده است و او نیز چنین ادعایی نداشته و خود را از خطا و گناه مبرّا ندانسته است. چنان که در نهج البلاغه خطبه‌ی ۲۰۷ از قول وی روایت شده که گفته است: «فانّی لستُ فی نفسی بفوقٍ أن أخطی و لا آمن ذلک من فعلی» یعنی: «من برتر نیستم از این که خطا کنم و کارم نیز از خطا در امان نیست.»

ثانیاً، خدای متعال در آیه‌ی ۹ سوره‌ی حجرات فرموده است: ﴿وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا﴾ یعنی: «و چنان چه دو گروه از مؤمنان با هم جنگیدند میانشان صلح برقرار سازید» بنابراین وقوع جنگ میان دو دسته از مؤمنان دلیل بر تکفیر هیچ یک از طرفین نزاع نمی‌باشد و خداوند متعال به نیّات و اعمالِ جنگ‌افروزان اهل بغی در قیامت حسابرسی می‌کند.

ثالثاً، حضرت رحمة للعالمین – صلّی اللّه علیه و آله و سلّم – با هدایت و الهام ربّانی درباره‌ی حضرت عمّار فرموده است: «تقتُلک الفئةُ الباغیة» یعنی: «گروه تجاوزگر تو را می‌کشند» وقتی عمّار بن یاسر از یاران با وفای حضرت علی در جنگ صِفّین به شهادت رسید معلوم شد که معاویه و لشکرش «الفئةُ الباغیة» = «گروه باغی» هستند نه کافر و مستحق لعنت.

رابعاً، علی بن ابی‌طالب با وجود این که در نیمه‌ی دوم خلافت عثمان ذی النورین برخی از رفتارهای معاویه را مورد انتقاد قرار می‌داد و در آغاز خلافت خودش به خاطر سرپیچی و عدم بیعت و اطاعت معاویه بن ابی سفیان از رأی شورای مهاجرین و انصار، الفاظ و عبارات تندی مانند: «تجاوزگر، دنیاطلب، گمراه و منحرف از سبیل مؤمنان» برای وی به کار برده است و سرانجام به دلیل حدیث «‏‏… من اتاکم و أمرکم جمیع علی رجل واحد یرید أن یشق عصاکم او یفرّق جماعتکم فاقتلوه» (رواه مسلم) یعنی: «در حالی که شما متحداً با شخصی موافقید فردی آمد و خواست قدرت شما را تجزیه کند و اتّحادتان را به تفرّق تبدیل نماید او را به قتل برسانیـد.» معاویـه را مستحقّ کشتـن دانســت زیرا وجودش را برای اسلام و وحدت مسلمین مضر و خطرناک می‌دانست امّا هیچ گاه او را کافر و از دین برگشته نخواند و حتی یاران خود را از دشنام دادن به وی و سربازانش برحذر می‌داشت و می‌گفت:

«انّی اکره لکم ان تکونوا سبّابین و لکنّکم لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم احوالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر و قلتم مکان سبّکم ایّاهم: اللّهم احقن دماءنا و دماءهم و اصلح ذات بیننا و بینهم و اهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحقّ من جهلهُ و یرعوی عن الغیّ و العدوان من لهج به»(نهج البلاغه کلام ۱۷۹) یعنی: «من نمی‌پسندم که شما دشنام دهنده باشید امّا اگر کردار آنان را وصف و احوالشان را بیان نمایید در سخن بهتر و در مقام عذر رساتر است و بجای دشنام دادن به آنان بگویید: خدایا خونهای ما و ایشان را از ریختن حفظ فرما و میان ما و آنان را اصلاح نما و آنان را از گمراهیشان نجات ده تا کسی که نادان به حق است آن را بشناسد و آن که حریص و شیفته‌ی گمراهی و دشمنی است از آن بازایستد.»

خامساً، معاویه ضمن نامه‌ای از حضرت حسن درخواست کرد که با خوارج بجنگد و او در پاسخ گفت: «اگر ترجیح می‌دادم با کسی از اهل قبله بجنگم حتماً با تو می‌جنگیدم امّا من جنگ با تو را فقط به خاطر مصلحت امّت و جلوگیری از خونریزی رها کردم.» (الکامل ابن اثیر ج ۳ ص ۱۷۲)

ملاحظه می‌شود نوه‌ی پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم معاویه را از اهل قبله (از مسلمانان) شمرده است و تا زنده بود بر پیمان صلحی که با وی امضا کرده بود وفادار ماند و علیه او هیچ اقدامی نکرد.

با توجه به آنچه ذکر شد ادعای شیعیان مبنی بر لعن و تکفیر معاویه بن ابی‌سفیان صددرصد مردود و باطل می‌باشد.

 س ۲ : موضع اهل سنّت درباره‌ی معاویه بن ابی‌سفیان چیست؟

ج: واقعیت این است که معاویه در زمان خلافت حضرت ابوبکر همراه برادرش یزید به منطقه‌ی شام اعزام شد و هر دو به خدمت مشغول شدند بعد از وفات یزید بن ابی‌سفیان در زمان خلافت حضرت عمر، معاویه به خاطر خدمات شایسته‌اش و نیز لیاقتی که داشت به عنوان فرماندار شام (سوریه‌ی امروزی) انتخاب شد او در دوران خلافت حضرت عثمان، هم چنان، فرماندار شام باقی ماند. البتّه در نیمه‌ی دوّم خلافت حضرت عثمان عدّه‌ای از صحابه‌ی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مانند علی بن ابی‌طالب و عباده بن صامت و ابوذر غفاری از برخی اقدامات معاویه انتقاد می‌کردند. بنابر این به طور کلی اقدامات (خدمات و حسنات) معاویه بن ابی‌سفیان در آن دوران مورد تأیید و قابل دفاع می‌باشد امّا نمی‌توان از مخالفت‌های او با حضرت علی که منجر به کشته شدن عدّه‌ی زیادی از مسلمانان شد و اینکه یزید فاسق را جانشین خود قرار داد؛ دفاع نمود و البته تمام علمای اهل سنّت مواضع علی بن ابی‌طالب را برحقّ و درست و اقدامات و مخالفت‌های معاویه علیه او را باطل و نادرست دانسته‌اند توضیح این که :

۱-      طبق نصوص آیات قرآن از جمله آیه﴿وَ أَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ﴾ (شورا/۳۸) و آیه‌ی ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ﴾ (نساء/۵۹) و آیه‌ی ﴿وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ﴾ (توبه/۱۰۰) مسلمانان موظف بودند بعد از وفات رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از اجماع (شورای اولی الامر) اطاعت کنند و از حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نیز روایت شده که فرموده است: «… إسمعوا و اطیعوا و ان استعمل علیکم عبد حبشی» یعنی: ‏«‏‏اگر برده‌ای حبشی امیر شما گردید از وی اطاعت کنید.» (مختصر صحیح البخاری ج ۲ ص ۵۰۵ و صحیح مسلّم ج ۶ ص ۱۵).

بعد از وفات رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شورای اولی الامر (شورای مهاجرین و انصار) به ترتیب خلفای راشدین را یکی بعد از دیگری برگزیدند و مسلمانان هر بار از شوریٰ اطاعت کردند و با خلیفه‌ی منتخب شوریٰ بیعت نمودند.

وقتی عثمان ذی النورین توسط تجاوزگران به شهادت رسید شورای مهاجرین و انصار، علی بن ابی‌طالب را به عنوان خلیفه برگزیدند و مسلمانان در سراسر سرزمین اسلامی با وی بیعت کردند امّا معاویه و به پیروی از او مردم شام نیز از بیعت با خلیفه‌ی برحق مسلمین سرپیچی کردند مشهور است که معاویه بن ابی‌سفیان گفت: علی بن ابی‌طالب نخست باید قاتلان عثمان بن عفان را برای قصاص تحویل من دهد سپس با وی بیعت می‌کنم. تمام علمای اهل سنّت این موضع معاویه را خطا دانسته‌اند زیرا:

اولاً، طبق آیات صریح قرآن بر تمام مسلمانان واجب بود که از اجماع (رأی شورای اولی الامر) اطاعت کنند و حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نیز دستور داده بود که از منتخب اجماع اگرچه برده‌ای حبشی هم باشد اطاعت نمایند بنابراین امتناع معاویه از بیعت با حضرت علی در واقع سرپیچی از دستورات صریح قرآن و سنّت بود.

ثانیاً، فرزند ابوطالب به هیچ وجهی از قاتلان خلیفه‌ی شهید جانبداری نکرد و هیچ گاه نفرمود که آن قاتلان باغی و تجاوزگر نباید مجازات شوند، امّا بعد از شهادت عثمان ذی النورین اوضاع بحرانی گشته و کنترل آن مشکل شده بود لذا حضرت علی می‌گفت اول باید اوضاع تا حدی بسامان گردد و تحت کنترل درآید سپس متجاوزان به سزای اعمالشان برسند. در نتیجه اصرار معاویه برای تعجیل در مجازات قاتلان نادرست بود.

ثالثاً، در حکومت اسلامی قوه‌ی قضائیه کاملاً مستقل عمل می‌کند و تمام مجتهدین و فقهاء و دانشمندان اسلامی فرموده‌اند هیچ فردی حق ندارد برای گرفتن حقش و صدور حکم و اجرای آن شخصاً اقدام نماید. اگر قرار باشد هر کسی به جای دادخواهی و مراجعه به دادگاه و محکمه‌ی شرع خودش وارد عمل شود فتنه و هرج و مرج به وجود می‌آید. بنابراین درخواست معاویه از جهت ملغی دانستن استقلال قوه‌ی قضائیه نیز کاملاً خطا بود. او می‌بایست مانند حضرات طلحه و زبیر نخست با خلیفه‌ی برحق مسلمین بیعت کند سپس در اولویت قرار دادن مجازات قاتلان خلیفه‌ی شهید را از علی بن ابی‌طالب درخواست نماید.

۲-   مخالفتهای معاویه بن ابی‌سفیان به جنگ رودرو با خلیفه‌ی مسلمین منتهی شد و جمع زیادی از طرفین نزاع در آن جنگ کشته شدند و خصوصاً با شهادت حضرت عمّار برای همه معلوم گشت که معاویه و لشکرش به طور قطع و مسلّم اهل بغی هستند توضیح این که :

در صحیح بخاری حدیث شماره‌ی ۴۴۷ آمده است ابوسعید خدری روایت کرده که هنگام ساختن مسجد النبی، خشت‌ها را یکی یکی برمی‌داشتیم و عمّار بن یاسر دوتا دوتا آن ها را حمل می‌کرد و از فرط خستگی بی‌حال شد. پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در حالی که گرد خاک از چهره‌ی او پاک می‌کرد فرمود: «ویح عمار تقتله الفئة الباغیه یدعوهم الی الجنة و یدعونه الی النار، قال عمّار: اعوذ بالله من الفِتن» یعنی: «خدا عمار را بیامرزد گروه تجاوزگر او را به قتل می‌رسانند، او آنان را به بهشت فرامی‌خواند (اما) آنان وی را به دوزخ دعوت می‌کنند، عمار گفت: پناه می‌برم به خدا از فتنه‌ها».

ابن عبدالبر در« الاستیعاب» (ج ۳ ص ۱۱۴۰) می‌نویسد: «حدیث «تقتل عماراً الفئة الباغیه» از صحیح‌ترین احادیث است». و علامه ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» (ج ۱ ص ۴۲۱) نوشته است: «حدیث مزبور از احادیث متواتر (احادیثی که صدور آن از حضرت رسول صلی الله علیه وسلم قطعی و مسلّم است) می‌باشد.»

جمهور علمای اسلامی طبق این حدیث، معاویه و لشکرش را گروهی باغی می‌دانند و به همین دلیل می‌گویند مواضع حضرت علی برحق و درست و موقف و اقدامات معاویه بن ابی‌سفیان باطل و نادرست بوده است.

س ۳ : معاویه بن ابی‌سفیان چگونه به خلافت رسید؟

ج : نخست باید صورت سؤال را تصحیح کرد، زیرا معاویه پادشاه بود نه خلیفه هم چنان که در کتاب «عقاید اهل سنّت» اثر امام نجم الدین عمر نسفی و شرح علامه تفتازانی (ص ۲۳۲) آمده است: «الخلافة ثلاثون سنة بعدها ملک و امارة» لقوله – علیه الصلاة و السلام : «الخلافة بعدی ثلاثون سنة ثم تصیر ملکاً عضوضاً» و قد أستشهد علیٌّ – کرّم الله وجهه – علی رأس ثلاثین سنة من وفات رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فمعاویة و من بعده لایکونون خلفاء بل ملوکاً و امراءً » یعنی: «خلافت سی سال و بعد از آن سلطنت و پادشاهی است. به دلیل حدیث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که فرمود: «خلافت بعد از من سی سال است سپس به پادشاهی مستبدانه تبدیل می‌شود» و حضرت علی – کرم اللّه وجهه – سی سال بعد از وفات پیامبر شهید شد. پس معاویه و حُکّام بعد از او جزو خلفا نبوده‌اند. آنان پادشاهان و سلاطین بوده‌اند.» متأسفانه بعضی از نویسندگان اهل سنّت به خلاف حدیث مزبور از معاویه به عنوان خلیفه یاد کرده‌اند.

اکنون اگر پرسیده شود معاویه چگونه به سلطنت رسید؟ پاسخ این است که:

بعد از شهادت خلیفه‌ی مسلمین به دست عبدالرحمن ابن ملجم، صحابه‌ی پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شورایی تشکیل دادند و سرانجام حضرت حسن را به عنوان خلیفه برگزیدند و مسلمانان با وی بیعت کردند. معاویه بن ابی‌سفیان این بار نیز از رأی شورای مسلمانان سرپیچی کرد و حاضر نشد همراه با مسلمانان با منتخب شوریٰ بیعت کند و نوه‌ی پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم برای جلوگیری از خونریزی و ادامه‌ی جنگ برادرکشی ناچار با فرزند ابوسفیان صلح کرد و در صلحنامه بر سه اصل مهم اتّفاق کردند:

۱-      معاویه باید طبق روش شیخین (ابوبکر و عمر) رفتار نماید.

۲-      معاویه حق ندارد برای بعد از خود ولیعهد انتخاب کند.

۳-      بعد از مرگ معاویه، حکومت باید به شورای مسلمانان سپرده شود.

اما معاویه بن ابی‌سفیان به عهدی که با حضرت حسن امضاء نمود وفا نکرد زیرا زندگی و رفتار او با زندگی و رفتار مبارک ابوبکر صدیق و عمر فاروق اصلاً قابل مقایسه نبود و به خلاف عهدنامه، فرزندش یزید را ولیعهد خود قرار داد و سلطنت را به وی سپرد و در نتیجه اصل سوم از عهدنامه نیز هم چنان تعطیل ماند و در واقع بعد از شهادت علی بن ابی‌طالب تاکنون خلافت اسلامی (نظامی که بر پایه‌ی شوریٰ قرار داشته باشد) ایجاد نشده است.

س ۴ : پس چرا علما و نویسندگان اهل سنّت در آثار و تألیفات خود به جای توضیح خطاهای معاویه مسلمانان را به سکوت و عدم قضاوت درباره‌ی او توصیه نموده‌اند؟

ج : اولاً، هنگام استناد به قول علمای اسلامی باید همواره اصل مسلّم و تردیدناپذیر «قابل نقد بودن آراء و نظرات دانشمندان اسلامی» را در نظر داشته باشیم در نتیجه پیروی بی‌قید و شرط از رأی و نظر آنان را واجب نپنداریم.

ثانیاً، انتقاد از عمل کرد نادرست حکام کشورهای اسلامی یکی از وظایف مهم دینی محسوب می‌شود زیرا طبق آیات متعددی از قرآن، مسلمانان موظّف به «امر به معروف و نهی از منکر» هستند و حضرت رسول صلی الله علیه وسلم نیز به نهی از منکر دستور داده است، و خلفای راشدین به پیروی از قرآن و سنت به عنوان یک وظیفه‌ی مهم دینی از مسلمانان عصر خود درخواست می‌کردند چنان چه خطایی از ایشان دیدند از اعتراض و انتقاد خودداری نورزند. برای نمونه مشهور است که حضرت ابوبکر صدّیق در آغاز خلافتش فرمود: «اگر از خدا و رسول خدا پیروی کردم از من فرمان برید و چنان چه به خلاف کتاب خدا و سنت رسولش رفتاری از من سرزد فرمان نبرید و علیه من بپاخیزید». بنابراین دعوت به عدم انتقاد از عملکرد نادرست حکام کشورهای اسلامی به منزله‌ی دین را فدای خطاها و لغزشهای اشخاص نمودن می‌باشد و چنان چه کسی ادعا کند عمل کرد معاویه بن ابی‌سفیان یا هر یک از حکام‌ کشورهای اسلامی نباید مورد انتقاد قرار گیرد سخنش به خلاف آیات قرآن و سنت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و روش عملی خلفای راشدین است.

ثالثاً، بعد از مخالفتهای معاویه بن ابی‌سفیان با حضرت علی، خصوصاً بعد از شهادت وی در میان مسلمانان دو گروه کاملاً متخاصم پیدا شدند یکی از آنها رافضی‌ها بودند که از خلیفه‌ی مسلمین (حضرت علی) طرفداری می‌کردند آنان از سرزنش معاویه و پیروانش آغاز کردند و با گذشت زمان بیشرمانه زبان به لعن و نفرین اصحاب پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نیز گشودند و گروه دیگر ناصبی‌ها بودند که آنان هم گستاخانه به علی بن ابیطالب و فرزندان و یارانش دشنام می‌دادند.

علمای اسلامی مواضع هر دو گروه را انحرافی و گمراهانه دانستند و راهی میانه برگزیدند یعنی به طور کلّی ضمن برائت و بیزاری مستمر از مواضع روافض و نواصب و اعلام این حقیقت که جز پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بقیه (اصحاب رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و غیر آنان) از خطا و گناه معصوم نیستند؛ گفتند: مواضع علی بن ابیطالب را درست و برحق و اقدامات معاویه بن ابی‌سفیان را نادرست و خطا می‌دانیم.(۱)  در این مورد (تصریح به خطاهای معاویه و برحق بودن مواضع حضرت علی) به کتاب‌هایی که درباره‌ی عقاید نگاشته شده‌اند از جمله می‌توان به «عقیدة الواسطیه» اثر ابن تیمیه مراجعه کرد نمونه‌ی دیگر سخن «عبدالمنعم مصطفی حلیمه» است نامبرده در صفحه‌ی ۴۱۶ از «تهذیب شرح العقیده الطحاویه»بعد از ذکرحدیثی از صحیح بخاری که در آن آمده است: «قال رسول الله – صلّی الله علیه و سلّم – للحسن بن علی ان ابنی هذا سید و إنی ارجوا أن یصلح الله به بین فئتین من امّتی و لعلّ الله ان یصلح به بین فئتین من المسلمین عظمیتین». یعنی: «پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم درباره‌ی حسن بن علی فرمود: این فرزندم سَروَر است و امیدوارم که خدا به وسیله‌ی او میان دو گروه از امّتم صلح برقرار کند و امید است خدا به وسیله او میان دو گروه از مسلمانان صلح و سازش ایجاد نماید». می‌گوید: «فدلّ انّ معاویه و من معه من المسلمین المغفور لهم یوم القیامة لا یجوز لعنهم و تکفیرهم کما یفعل الشیعة الروافض» یعنی: این حدیث دلالت دارد بر این که معاویه و همراهانش از مسلمانانی بوده‌اند که روز قیامت مورد مغفرت قرار می‌گیرند بنابراین لعن و تکفیر آنان همانطور که شیعیان رافضی انجام می‌دهند جایز نیست.»

ملاحظه می‌شود که علمای اسلامی از لعن و تکفیر معاویه و همراهانش نهی کرده‌اند نه از انتقاد و اعتراض به خطاهای او.

رابعاً، اهل تحقیق می‌دانند که از سوی روافض اخبار و روایاتی به نام حدیث نبوی در ذم و نکوهش معاویه بن ابی‌سفیان ساخته شده است و از طرف نواصب نیز در مدح و تعریف معاویه احادیثی جعل شده است.(۲)

حال اگر کسی به روش صحیح تحقیق در تاریخ و حدیث آشنا نباشد با وجود اخبار و گزارشهای تلخ و جانسوز مربوط به اقدامات و مخالفتهای معاویه و جنگ وی با علی بن ابیطالب و خصوصاً احادیث جعلی مزبور در ذم و نکوهش فرزند ابی‌سفیان امکان دارد به جای نقدی منصفانه و موافق با موازین دینی مانند شیعیان به مسیر انحرافی و باطل لعن و تکفیر معاویه بن ابی سفیان کشانیده شوند.

بنابراین علمای اهل سنّت در واقع از این جهت به سکوت و عدم قضاوت درباره‌ی معاویه بن ابی‌سفیان توصیه کرده‌اند و این امر هرگز به معنی این نیست که کسی حق ندارد اقدامات تلخ و جانگداز معاویه علیه حضرت علی را که منجر به کشته شدن کثیری از مسلمانان و برچیده شدن خلافت اسلامی و ایجاد تفرّق ذلّت‌بار چندین قرنه و تحمیل حکومتهای سلطنتی بر امّت اسلامی شد، مورد نقد و بررسی قرار دهد.

واقعیت این است که تمام علمای اهل سنّت طبق حدیث متواتر «تقتل عماراً الفئة الباغیه» معاویه و لشکرش را اهل بغی می‌دانند و سرپیچی او از رأی اجماعی شورای مهاجرین و انصار برای بیعت با حضرت علی و سایر مواضعش و خصوصاً کشتن حجر بن عدی و یارانش و نیز به خلاف عهدنامه، ولیعهد قرار دادن پسرش یزید و … را مورد نقد قرار داده‌اند و هیچ یک از موارد فوق را تأیید ننموده‌اند بنابراین نمی‌توان به علمای اهل سنّت تهمت زد که آنان به عدم هرگونه اعتراض و انتقادی نسبت به مواضع و اقدامات معاویه بن ابی‌سفیان فتوا داده‌اند.

در خاتمه لازم به یادآوری است که انتقاد علمای اسلامی از خطاها و اقدامات نادرست معاویه به خاطر دفاع از دین خدا است، یعنی آنان میان «دفاع از قداست دین» و «دعوت به سکوت و یا توجیهه نامستدل خطاهای معاویه» دفاع از حریم مقدّس دین را وظیفه‌ی دینی خود می‌دانند.

نویسنده:هادی نیک روش

منبع سایت کردستان بیدار

http://kurdistanbidar.com/soalati-dar-mord-moaveh/
———–
پاورقی

۱ – اشتباه نشود اصحاب رسول الله-ص- (مهاجرین و انصار – سلام الله علیهم-) همان یاران مؤمن و شاگردان آموزش دیده و تربیت شده‌ی حضرت رسول-ص- طبق آیات صریح قرآن همگی بهشتی و دارای والاترین مقام و منزلت نزد باریتعالی هستند و نسبت دادن گناه به آن محبوبان و ممدوحان خدا بعد از نازل شدن آیه‌ی ۱۰۰ سوره‌ی توبه با در نظر گرفتن قاعده‌ی «حسنات الابرار سیئات المقربین» است.

۲ – لازم به ذکر است طبق اظهارات صریح امام سیوطی در «اللئالی المصنوعه فی احادیث الموضوعه» (ج ۱ ص ۲۲۰) و ابن تیمیه در «منهاج السنه» (ج ۲ ص ۲۰۷) هیچ حدیث صحیحی در ذم یا مدح معاویه وجود ندارد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: