ردّ دروغی آشکار

ردّ دروغی آشکار

 

rad drog

گاهی شنیده می‌شود که عدّه‌ای از مزدوران حکومتی در راستای انجام مأموریتشان (شایعه‌سازی و تبلیغ اخبار کذب و تحریف شده علیه پیروان علامه مفتی‌زاده)ازتشکیل«پیشمرگان دولتی»(۱) و نسبت آن به مکتب قرآن سخن به میان می‌آورند لطفاً در این مورد توضیح دهید.

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

همه‌ی ما به خوبی می‌دانیم که ستمگران دنیاپرست، بدخواهِ ملّت کُرد و اهل سنّت هستند، زیرا عملاً نشان داده‌اند و به وضوح می‌بینیم که فساد و تباهی و ذلّت و زبونی را برای ملّت ما و اهل سنّت می‌خواهند. امّا پیروان مکتب قرآن بحمدلله با عزت و سرفرازی بسر می‌برند و دلسوز و خیرخواه عموم مردم خصوصاً ملّت کُرد و اهل سنّت هستند و چون رابطه‌ی همکاری با حکومت ندارند و از مزدوری و مزدورسازی بیزارند، مورد اعتماد مردم می‌باشند و صادقانه برای اجرای برنامه‌ی «تبلیغ دین مبین اسلام و اهتمام به تربیت مسلمانانی متعهد و خدمتگزار طبق آموزه‌های قرآن و سنّت مطهّر نبوی» تلاش می‌کنند و زندگی سالم و شخصیتی والا و با عزّت و بدور از هر آنچه با کرامت انسانی مغایرت دارد را برای عموم مردم خواستارند.

بنابراین دور از انتظار نیست که دنیاپرستان خودخواه ندای حق‌طلبانه و برنامه‌ی خیرخواهانه‌ی شاگردان و پیروان وفادار علامه مفتی‌زاده را با اهداف پست و شوم خود در تعارض ببینند در نتیجه علیه این برنامه و حرکت خداپسندانه به انواع توطئه و تحریف و دروغ متوسّل شوند. اما تردیدی نیست که طبق سنّت الهی «انّ الباطل کان زهوقاّ» دروغ و بهتان و زورگویی جز شکست و رسوایی سرانجامی ندارد.

واقعیت این است که ماجرای تشکیل سپاه پیشمرگان دولتی موسوم به «سازمان پیشمرگان کُرد مسلمان» اقدامی خطرناک برای راه‌اندازی جنگ برادرکشی در کردستان بود که توسط فرماندهان(۲) سپاه پاسداران با تشویق و برنامه‌ریزی سران حزب جمهوری اسلامی(۳) و عدّه‌ای از اعضای دولت طراحی شد. در اینجا برای روشن شدن حقیقت به اختصار به برنامه‌ها و اهداف و اقدامات صادقانه و خیرخواهانه‌ی کاکه احمد و عملکرد مزوّرانه و کینه‌توزانه‌ی قدرت‌پرستان انقلابخوار اشاره می‌کنیم:

۱- در کردستان از سالها پیش از قیام ملّت ایران کاکه احمد حرکتی اسلامی را شروع کرده بود و برنامه‌ی اصلی او عبارت بود از «تربیت مسلمانانی متعهد و نمونه در دینداری که با شخصیت نیک خود مبلّغ دین باشند و به مردم خدمت کنند.» وقتی قیام با عظمت ملّت ایران علیه رژیم پهلوی آغاز شد او به حکم اضطرار برنامه‌ی اصلی خود را موقّتاً تعطیل نمود و به عنوان یک تکلیف دینی با صداقت و شهامتی کم نظیر و اقداماتی خداپسند (سخنرانی‌های کوبنده و روشنگر و نوشتن اعلامیه‌های تند و آتشین و برپایی تظاهرات‌های عظیمی) به یاری قیام مبارک ملّت پرداخت.

۲- او سه شعار بنیادی و نجات بخش «رفع ستم مذهبی»(۴) و «رفع ستم اقتصادی»(۵) و «رفع ستم ملّی»(۶) را مطرح ساخت و برایجاد حکومت اسلامی برپایه‌ی شوری تأکید می‌نمود و طبق نصّ «و امرهم شوری بینهم» حکومت فردی را استبدادی و غیر اسلامی می‌شمرد.

۳- وقتی آیت الله خمینی به ایران برگشت کاکه احمد با عدّه‌ای از علما به دیدار او رفت و با پیشروان انقلاب نیز ملاقات کرد و از رهبر انقلاب درخواست نمود که قانون اساسی توسط دانشمندان سنّی و شیعه حول سه محور رفع ستمهای ملّی و مذهبی و اقتصادی تدوین شود و برای ایجاد وحدت و اخوّت میان مسلمانان جهان از دانشمندان برجسته‌ی کشورهای اسلامی جهت تشکیل یک شورای بین‌المللی اسلامی دعوت به عمل آید او نیز درخواست مزبور را پذیرفت و برای اجرای آن قول مساعد داد.(۷)

۴- هنوز دو هفته از فروپاشی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب نگذشته بود که کاکه احمد، هم متوجّه عدم کارایی و نداشتن فکر و روحیه‌ی انقلابی اسلامی بعضی از مسؤولین شد و هم درک کرده بود که دسته‌ای از مسؤولین برای کسب قدرت در تلاش هستند. (۸) برای نمونه در مورخه ۷/۱۲/۵۷ در نامه‌ای تحت عنوان «از انقلاب تا کودتا» نوشت: «… درست است که در چنین حالتی ممکن است افرادی ضعیف وظایفی را به عهده گیرند؛ اما آنچه به هیچ وجه نمی‌توان از آن چشم پوشید، آمالی است که مردم داشتند و جان می‌دادند تا آن را بستانند. این آمال و آرزوها را در سه جمله خلاصه می‌کنیم: ۱- تساوی حقوق ملّی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی همه‌ی ملتهای مسلمان ایران. ۲- تساوی سیاسی و قانونی تسنّن و تشیّع. ۳- تساوی حقوق اجتماعی و اقتصادی همه‌ی افراد.

پس از اولین بار که خدمت امام خمینی رسیدم، به اجتماع تحصن گزیدگان وزارت خارجه – بنابه دعوت قبلی – پیوستم و در اواخر بحثی طولانی، اشاره کردم که راه من تا تحقق کامل این آرمانهای اسلامی، ادامه دارد.

چند روز است در تهران هستم و مرتب با دست‌اندرکاران حکومت فعلی بحث می‌کنم. متأسفانه به جای اینکه تکان انقلابی اسلامی ببینم، می‌بینم که یواش‌یواش ته مانده‌های رژیم سابق و حتی مارکدارترینِ دشمنانِ انقلاب، با لطایف الحیل دارند به دامن انقلاب می‌خزند!! و معلوم است که سر منزل چنین انقلابی با نفوذ و حتی ورود این عناصر، کجا خواهد بود…»

هم چنین در نامه‌ی مورخه‌ی ۱۲/۱۲/۵۷ نوشت: «… بیش از یک هفته است که کردستانِ در حال انفجار را ترک کرده‌ام، و با مسؤولان مرکز سر و کلّه می‌زنم! راستی چرا؟ چون دارم لمس می‌کنم که انقلاب اسلامی با سرعت رو به ضعف می‌رود و مرتب، خطرناکترین دشمن اسلام دارد قدرت می‌گیرد…!»(۹)

۵- کاکه احمد به خوبی پی‌برده بود که سران حزب جمهوری و عدّه‌ای از اعضای دولت درصدد بودند که گروههای مارکسیستی را در کردستان علیه وی و پیروانش متحد نمایند تا هم به سرکوبی گروههای مزبور بپردازند و هم حرکت دینی مکتب قرآن را که سدّ و مانع اجرای برنامه‌ی «سنّی‌زدایی و شیعی‌گرایی» می‌دانستند از بین ببرند.

۶- وقتی کاکه احمد مطمئن شد مسیر انقلاب برخلاف خواسته‌های ملّت ایران و نیز به خلاف وعده‌هایی که رهبر انقلاب داده بود رقم می‌خورد در بهار ۵۸ همراه جمعی از دوستانش به قم برای دیدار با آیت الله خمینی رفتند و بعد از اعتراض به ایشان به خاطر خلف وعده‌ها به تهران برگشتند احمدآقا خمینی هم در تهران به آنان ملحق شد و ماجرای محاصره‌ی امام از سوی سران حزب جمهوری و بسیاری از قضایای دیگر را برای کاکه احمد بیان کرد و ایشان هم در بخشی از سخنرانی تاریخی حسینیه‌ی ارشاد به آن موضوع پرداخت و در خاتمه‌ی سخنانش اعلام نمود که از سیاست کنار می‌کشد و برنامه‌ی اصلی خود (تبلیغ اسلام و تربیت مسلمانانی متعهد و خدمتگزار) را از سرمی‌گیرد.

۷- کاکه احمد به سوءنیّت سران حزب جمهوری و بعضی از اعضای دولت برای ایجاد جنگ برادرکشی در کردستان به خوبی واقف گشته بود لذا در آبانماه ۵۸ همراه جمعی از دوستانش به کرماشان و همدان و تهران مهاجرت کردند تا در جنگ برادرکشی هیچ نقش و سهمی نداشته باشند.

در آن ایّام اخبار و قراین و شواهدی دال بر ایجاد یک تشکیلات مسلحانه برای کردها از سوی سپاه پاسداران احساس می‌شد و چون عموم جوانان مسلمانی که در کردستان تبلیغ و فعّالیّت می‌کردند از شاگردان و پیروان کاکه احمد و یا از دوستداران و هواداران وی به شمار می‌رفتند و نیز چون گروههای مسلّح غیر اسلامی نسبت به عدّه‌ای از مسلمانان فعّال، مرتکب اقداماتی خشونت‌بار و جنایت‌آمیز مانند بازداشت و شکنجه و قتل شده بودند احتمال می‌رفت که برای فریب دادن مردم، سپاه مسلّحانه‌ا‌ی متشکل از کُردها به نام کاکه احمد و پیروانش ایجاد شود بنابراین کاکه احمد در اوایل دیماه ۵۸ اطّلاعیّه‌ای نوشت و نسبت به چنان احتمال خطرناک و مزوّرانه‌ای هشدار داد و اطّلاعیّه‌ی مزبور در مسجد جامع سنندج برای مردم قرائت شد. چند روز بعد عدّه‌ای از دوستان مهاجر کاکه احمد در ۱۲/۱۰/۵۸ در تأیید و پشتیبانی از هشدار آن بزرگوار، در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی اطّلاعیّه‌ای بدین مضمون منتشر نمودند:

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

متعاقب اعلام اخیر کاکه احمد مفتی‌زاده در مسجد جامع سنندج مبنی بر اینکه در شرایط حاکم بر کردستان، هرگونه فعّالیّت سیاسی و نظامی در منطقه احتمالاً به جنگ و برادرکشی منتهی می‌شود و چنین وضعی هیچ گاه منطبق با نوع تفکر و برنامه‌ی ایشان نبوده و نخواهد بود(۱۰) لذا، عدّه‌ای از مسلمانان تابع برنامه و پیشنهاد ایشان به منظور اجتناب جدی از هرگونه برخورد احتمالی از مناطق مختلف کردستان به شهرهای دیگر ایران مهاجرت نموده‌ایم و به این وسیله قویّاً به دور بودن کاکه احمد و هم مسیران او از هر نوع فعّالیّت سیاسی و نظامی را تأیید نموده و مجدداً اظهار می‌داریم که هدف از این مهاجرت جلوگیری از هر نوع برخورد خشونت‌آمیز و پرهیز از هرگونه درگیری می‌باشد و هرگونه اقدام سیاسی یا نظامی منتسب به مهاجرین، مخالف برنامه و روش فوق است و مربوط به این عدّه نمی‌باشد.»

کاکه احمد پی‌درپی و از طرق مختلف نسبت به آن جنگ‌افروزی هشدار می‌داد از جمله به دنبال اطّلاعیّه‌ی دوستانش، نامه‌ی زیر را نوشت:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

هموطنان عزیز!

اطّلاع دارید که با توجه به شرایط کنونی و به خاطر جلوگیری از هرگونه برخورد و خونریزی، مدتی پیش عدّه‌ای از مسلمانان از سنندج و بعضی نقاط دیگر کردستان به شهرهای دیگر ایران کوچ کردیم.

اکنون که درگیری ملّت و انقلاب ایران با امپریالیسم بُعد تازه‌ای یافته، باز به عنوان تأکید اعلامهای گذشته و از جمله اعلامیه‌ای که چند روز پیش عدّه‌ای از برادران مهاجر در همین زمینه منتشر کرده بودند، قاطعانه اعلام می‌کنم که ایجاد هرگونه درگیری در کردستان یا در هر گوشه‌ی دیگر ایران و تحرّک جنگ داخلی و برخورد با گروهها و قشرهای ملّت، تحت هر عنوان که باشد، خواه با عناوین اسلامی و یا غیر آن، اقدامی است علیه همه‌ی اجزای ملّت ایران، و مستقیم و غیر مستقیم، خدمتی است به اهداف ضد خلقی و ضد اسلامی ابرقدرتهای جهانخوار. و لذا اینگونه اقدامات را شدیداً محکوم می‌دانم.

ضمناً اخباری پراکنده حکایت از آن دارد که گویا افرادی می‌خواهند دست به چنین اقدامهایی بزنند و با به کار بردن عناوین اسلامی و با استفاده از نام و عکس اینجانب کار خود را به من نسبت دهند. بدینوسیله انتساب چنین اقدامی را به خود تکذیب می‌کنم و چنین اعمالی را مخالف خط مشی اعلام شده‌ی خود می‌شمارم.

والسّلام علینا و علی عبادالله الصّالحین

۱۷/۱۰/۵۸ – امضاء احمد مفتی‌زاده

 

۸- علی رغم مهاجرت کاکه احمد و عدّه‌ی زیادی از شاگردانش به شهرهای دیگر ایران و هشدارها و مخالفت‌های پی‌درپی و صریح وی با چنان اقدامی (ایجاد سپاهی مسلح از کُردها)، دولتمردان با کینه‌توزی تمام «سازمان پیشمرگ مسلمان کُرد» را تشکیل دادند و با اوج وقاحت و بیشرمی و بی‌تقوایی برای فریب جوانان مسلمان و جذب آنان به سازمان مزبور آن را به کاکه احمد و پیروانش نسبت می‌دادند.

دولتمردان که نه از خدا شرم می‌کردند و نه برای خلق ارزشی قائل بودند، سیاستی در پیش گرفتند به این صورت: در مناطقی که مردم به مکر و شیطنت آنان پی‌برده بودند علیه کاکه احمد سخن می‌گفتند و با اوصاف و تعابیری چون «کافر و منافق و گمراه و دشمن اهل سنّت و تروریست؟!!»(۱۱) که واقعاً زیبنده و شایسته‌ی خودشان بود، درباره‌ی او و پیروانش تبلیغ می‌کردند و حتّی کسانی را که فریب می‌دادند و متوجه می‌شدند کاکه احمد را دوست دارند، آنها را از همان سپاه اخراج می‌کردند و امّا در مناطقی که مردم به خوبی به کینه‌توزی و نفاق و ریاکاری و دنائت آنان پی‌نبرده بودند به تمجید از کاکه احمد می‌پرداختند.

آن بزرگوار در تاریخ ۲/۸/۵۹ نامه‌ای برای مرحوم آیت الله منتظری فرستاد در آن نامه از جنایات عمال حکومتی در کردستان و دیگر مناطق اهل سنّت شکایت کرده و به این سیاست مکّارانه نیز اشاره نموده و نوشته است:

«… از بدو تشکیل سپاه پیشمرگان، مسؤولان امور، کوشش داشتند که این نیروی دولتی را – علیرغم مخالفت شدید من با تشکیل آن – به من نسبت دهند؛ تا هم جوانان متعهد بعضویت در آن، تشویق شوند، و هم زمینة محبوبیّت و نفوذ آنرا در بین مسلمانان کردستان فراهم سازند. در بهار گذشته، وقتی این سپاه، همراه سایر نیروهای دولتی بسنندج و بعضی دیگر از شهرهای کردستان و دهات آن منطقه وارد میشده‌اند، با ادامة همین سیاست فریبکارانه، و با برداشتن عکسها و دادن شعارهائی بصورت پشتیبانی از من و امثال این کارها، وارد میشوند، امّا بمحض اینکه در سنندج و بعضی جاهای، دیگر تصوّر میکنند که بر اوضاع مسلّط شده‌اند، به تغییر موضع میپردازند. و حتّی چند دفعه‌ای با صراحت تمام به پیشمرگان اعلام میکنند که: هر کس هواخواه و طرفدار مفتی‌زاده است، باید سلاح را زمین بگذارد و از سپاه بیرون رود!! (در حالی که قبلاً با همان روش مزوّرانه که اشاره شد؛ عدّه‌ای بی‌خبر از ماهیّت مطلب و بی‌خبر از مخالفت من با تشکیل غیر صمیمانة این سپاه را، وارد سپاه گردانیده‌اند). امّا مطلب بسیار جالب این است که: هم اکنون نیز در بعضی نقاط دیگر مانند بعضی از شهرها و دهات آذربایجان و اطراف آن منطقه، که خود را ضعیف می‌بینند، باز با همان سیاست اول کار، کار می‌کنند؛ و چنان که خبر می‌رسد، ده‌ها و صدها مسلمان اهل دهات را بخیال این که وارد «سپاه مفتی‌زاده!» میشوند، به دام انداخته‌اند! (تا باز اگر فردا، احساس «استغناء» کردند، «طغیان» کنند [که، راستی، انسان محروم از ایمان آگاهانه و جدّی، لیطغیٰ أن رآه استغنیٰ]؛ و اینها درست، به بهانة همین انگیزه‌ای که امروز مایة به دام کشیدنشان میباشد، اخراج شوند!!). و عجیب است که بازیگران این سیاست ناشیانة «یک بام و دو هوا» متوجّه نیستند که بالاخره این دو رنگی، آن هم در آن واحد، علنی خواهد شد؛ همانطور که بالفعل عدّه‌ای با آمد و شد بین مناطق مختلف کردستان، به این فریبکاری، پی‌برده‌اند؛ و شگفت‌زده‌اند که: چگونه در یکجا و یک زمان، سپاه پیشمرگان، منسوب به من است؛ اما در جای دیگر، و در همان زمان، اگر کسی طرفدار من باشد، اخراج می‌شود!! …».

هم چنین در نوار کاست شماره ۱۶۹ در پاسخ این سؤال که: شایع کرده‌اند که شما مؤسس سازمان پیشمرگان کُرد مسلمان هستید آیا صحّت دارد؟ کاکه احمد به طور مفصل به پرسش مزبور پاسخ داده است در اینجا خلاصه‌ی آن را ذکر می‌کنیم:

جواب – برادر جان کسانی این دروغ را گفته‌اند. به راستی کسی که مقید به صداقت و شرافت انسانی نباشد به آسانی دروغ می‌گوید به علاوه این عجیب نیست که برای هر کسی تهمت و افترایی ساخته شود.

حقیقت مطلب این است که بعد از گذشت ۵ ، ۶ ماه از پیروزی قیام ملّت ایران متوجّه شدم چون سران حکومت قدرت پیدا کرده‌اند، و دارند قول و قرارهایی را که داده بودند زیرپا می‌گذارند نادرستی و عدم صداقت خود را نشان می‌دهند بنابراین شروع کردم به اعتراض و مخالفتهایی جدّی و علنی نه تنها در حسینیه‌ی ارشاد تهران مفصّل بحث کردم، بلکه اعلامیّه‌های متنوع زیادی هم خطاب به ملّت ایران نوشتم تا مردم بیدار شوند و متوجه گردند که اینها خائن و برای انقلاب مضرّ هستند و انقلاب را به انحراف کشانده‌اند.

هم چنین وقتی خبر پیدا کردم مشغول تشکیل سازمان پیشمرگان دولتی هستند حدود بیست نفر از افرادی که در کرماشان بودند دعوت کردم و مفصل بر ایشان توضیح دادم که تشکیل این سپاه خیانت به ملّت کُرد است باور نکنید که حکومت برای نجات ملّت کُرد این سپاه را تشکیل می‌دهد این اقدام برای ایجاد جنگ داخلی در کردستان است من اگر به نبرد مسلحانه اعتقاد داشتم کردستان را ترک نمی‌کردم چون متوجه شدم ماندنم در کردستان امکان دارد به جنگ برادرکشی منجر شود از کردستان خارج شدم.

من می‌دانم در میان سران حکومت افرادی خائن هستند که دوست دارند جنگ داخلی میان مسلمانان و مارکسیستها در کردستان ایجاد نمایند و خودشان از دور تماشا کنند.

می‌دانستم که ایجاد چنان جنگی خیانت به ملّت کُرد است و می‌دانم اگر این سپاه تشکیل شود جنگ خانمازنسوز داخلی در کردستان ایجاد می‌شود بنابراین چندین بار اطّلاعیّه صادر کردم و هشدار دادم و علناً مخالفت خود را با تشکیل آن اعلام نمودم.

۹- به راستی کاکه احمد از تمام جهات تحت فشار قرار گرفته بود، از طرفی عدّه‌ی زیادی از پیروانش به دست کمونیستهای مسلّح به ناحق کشته و شکنجه‌کش می‌شدند در حالی که او عکس‌العمل فیزیکی و جنگ مسلّحانه را مخالف مواضع دینی خود و به ضرر ملّت و انقلاب می‌دانست و از طرفی عمّال حکومتی، هم با تزویر و ریاکاری جوانان مسلمان را فریب می‌دادند و هم علیه پیروان مکتب قرآن دست به اقدامات وحشیانه و جنون‌آمیزی می‌زدند و آن دعوتگر مجاهد و غریب هم در حد توان و امکان، مردم، خصوصاً پیروانش را از افتادن در دام جنگ‌افروزی و جریان برادرکشی برحذر می‌داشت و با نوشتن اطّلاعیّه‌هایی علیه ظلم و جنایات مسؤولان حکومتی به وظیفه‌ی نهی از منکر می‌پرداخت و ذکر نمونه‌هایی از آن اقدامات خداپسندانه و شجاعانه‌ی کاکه احمد بسیار طولانی خواهد بود. امید است روزی آن برگهای زرین عزت و سرفرازی در یک کتاب چاپ و منتشر شود تا ملّت کُرد و مسلمانان اهل سنّت با آن بزرگترین سند افتخار آشنا شوند.

۱۰- مسؤولان کینه‌توز و قدرت‌پرست حکومتی وقتی با تهدید و فشار نتوانستند کاکه احمد را نسبت به اعتراض به ظلم و جنایتها وادار به سکوت نمایند، جمعی از دوستانش را در کرماشان بازداشت نمودند و با ددمنشی به محل اقامتش یورش بردند و اموالش را غارت کردند و او و عدّه‌ای از دوستانش را در منزل، تحت محاصره قرار دادند. در چنان شرایطی گروه‌های مارکسیستی هم‌آواز و هم‌صدا با عمّال حکومتی «پیشمرگان دولتی» را به کاکه احمد نسبت می‌دادند. بنابراین طبیعی بود که بعضی از مردم کردستان موکریان فریب بخورند و دروغی بزرگ را، راست بپندارند. در آن ایّام یکی از دوستداران سردشتی کاکه احمد که به صداقت و دلسوزی وی برای ملّت کُرد و اهل سنّت و هم چنین به نفاق و ریاکاری عمّال حکومتی و دروغ‌پردازی گروه‌های کمونیستی واقف بود، با زحمت زیاد توانسته بود با کاکه احمد ملاقات کند و مصاحبه‌ای با وی ترتیب دهد. که قبلاً خلاصه‌ی آن گفتگو را از نوار کاست شماره ۱۶۹ ذکر کردیم.

باری در خاتمه یادآور می‌شویم با وجود دلایل و مدارک مستندی که ارائه شد، نباید برای هیچ شخص منصف و دارای روحیه‌ی حق‌جویی، ذره‌ای تردید باقی بماند که تکرار دروغ بزرگِ «نسبت داشتن سازمان پیشمرگ کُرد دولتی به کاکه احمد و پیروانش» جز نوکری و مزدوری برای قدرت‌پرستانِ کینه‌توز و فریب دادن مردم و سرگرم نمودن افرادی ناآگاه به دروغی بی‌فروغ چیزی نیست.

منبع سایت کردستان بیدار:http://kurdistanbidar.com/%D8%B1%D8%AF%D9%91-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1/

پاورقی

——

[۱] – مسؤولان حکومتی عنوان « پیشمرگان کُرد مسلمان» را برای سپاه مزبور انتخاب کرده بودند؛ امّا کاکه احمد عنوان «پیشمرگان دولتی» را برای آنان به کار می‌برد.

۲- طراح اصلی تشکیل سپاه پیشمرگ کُرد دولتی فردی کینه‌توز و جنگ‌دوست از فرماندهان سپاه پاسداران به نام محمد بروجردی بود. او گفته بود:«به جای آن که دسته‌دسته جوانان شیعه را در کردستان به کشتن دهیم باید کاری کنیم که کُردها را علیه یکدیگر قرار دهیم، بنابراین اگر از چوب خشک هم شده باید پیشمرگ کُرد دولتی بسازیم.»

۳ – این حزب بعد از پیروزی انقلاب، تأسیس شده و بنابه اظهارات احمدآقا خمینی امام را چنان محاصره و سپس با خود همراه نمودند که نتوانست به بسیاری از وعده‌هایش وفا کند. هنگام تدوین قانون اساسی برای کاکه احمد روشن شد که یکی از برنامه‌های اصلی حزب مزبور، اجرای طرح ۵۰ ساله‌ی «سنّی‌زدایی و شیعی‌گرایی» است و از اقدامات بارز سران حزب، کنار زدن و منزوی نمودن پیشروان صادق انقلاب و در اختیار گرفتن تمام قوا و امکانات سیاسی و اقتصادی بود.

۴ – مقصود : برخورداری مسلمانان سنَی و شیعه ایران از حقوق متساوی و ایجاد وحدت و اُخوّة اسلامی است.

۵ – منظور : اجرا و پیاده کردن یک سیستم عادلانه‌ی اقتصادی است.

۶- مقصود : از بین بردن تبعیضات سیاسی و ملّی با تشکیل خودمختاری‌ها در ایران متحد و یکپارچه می‌باشد.

لازم به ذکر است کاکه احمد اعطای خودمختاری از سوی حکومت مرکزی برای ملتهای کُرد و ترک و بلوچ و عرب را به طوری که گروه‌های سیاسی در کردستان درخواست می‌کردند تحقیر ملّت‌ها می‌دانست و می‌فرمود:

«از نظر سیاسی آنچه که اسلام به ملّت کُرد می‌دهد این است که این ملّت‌های مسلمان ایران هستند که با تشکیل شوراهای محلّی و سپس حکومت داخلی نمایندگانی برای تشکیل شورای عالی مملکتی می‌فرستد بنابراین تشکیلات سیاسی مملکت اسلامی از قاعده (یعنی: از شوراهای محلّی) به رأس است اما آن خودمختاری که گروه‌های سیاسی درخواست می‌کنند از رأس به قاعده است و مانند یک نوع عطیه از حکومت مرکزی به نظر می‌رسد. درک این مطلب به آگاهی‌های وسیعی در مورد تفاوت نظامهای سیاسی اسلامی و غیر اسلامی نیاز دارند و یقیناً صاحب‌نظران از همین اشاره‌ی کوتاه می‌توانند تفاوت این دو نوع نظر را درک کنند.

۷ – اما به قول احمد آقا خمینی سران حزب جمهوری که در تلاش بودند ریاست قوای سه‌گانه مجریّه و مقنّنه و قضائّیه را بدست آورند امام را با اهداف و برنامه‌های خود همراه نمودند و نگذاشتند او به این وعده‌های اساسی و وحدت‌بخش ملّی، وفا کند.

۸- براستی کسانی که به آگاهی و ذکاوت و انصاف کاکه احمد واقف نیستند و از فریب خوردن وی سخن می‌گویند واقعاً در اشتباهند.

۹ – مرحوم مهندس مهدی بازرگان نیز سالها بعد این سخن آقای بهشتی را افشا کرد که گفته بود: «اکنون که موجی ایجاد شده باید بر آن سوار شویم.»

۱۰ – کاکه احمد چندین بار به طور مفصّل براساس موازین کتاب و سنّت برای شاگردان و پیروانش توضیح داده بود که در چنان شرایطی برخورد مسلّحانه به خلاف موازین دینی می‌باشد. (بخشی از آن استدلال را در نامه‌ی مورخه ۹/۱/۷۰ تکرار فرموده است)

۱۱- و جالب این است که امروزه افرادی سنّی‌نما از مزدوران حکومت این تعابیر را برای پیروان مکتب قرآن به کار می‌برند. ناگفته نماند سالهاست مسؤولان حکومتی پی‌برده‌اند افرادی سنّی‌نما را در برابر پیروان مکتب قرآن قرار دهند، ظاهراً به نفعشان است. اگرچه فردای قیامت، کینه‌توزانِ قدرت‌پرست و مزدوران آنها، در پیشگاه باری تعالی هیچ عذری نخواهند داد

——-

nameh 1

قسمتی از نامه‌ی کاکه احمد به آیت الله منتظری در مورخه‌ی ۲/۸/۵۹

nameh 2

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: