سلام برکُرد سلام برکردستان (محمد نوری زاد)

سلام برکُرد سلام برکردستان (محمد نوری زاد)

norizad
خدایا توشاهدی که درمن چه شوقی پابپا می شود برای این سفر! صبح زود کوله ام را ازهرچه ضروری می نمود پرکردم. ازلای دربه صورت پسرم نگریستم که آرام خفته بود. اوشب قبل مرا ازاین سفرباز می داشت. که: مرو واین آرامش نیم بند خانواده را برنیاشوب. ومن سکوت کردم. وپاسخش ندادم. نمی خواستم به تنورگفتگوهای صدباره هیزم اندازم. این پسرمثل برادربزرگترش سوخته های خانه ی من ا…ند. پسرانی که من بخاطربارش نکبتهایی ازجهالت مذهبی سوزاندمشان. وهمه ی فرصت های جوانی شان را تباه کردم. شاید این آوارگی وسربه کوه کوفتن های من بخاطراین است که نمی خواهم جوانان سرزمینم ازجهالتِ اسلام زدگانی چون من بسوزند و تباه شوند.

پسرم آرام خفته بود وباهمان خفتگی اش برمن شماتت می بارید. ازلای دربه دخترم نگریستم. که پتوبرسرخفته بود. صورتش را ندیدم. همسرم اما مرا درآماده سازی نیازمندی های سفرهمراهی می کرد. وسرآخربا اطمینان مرا راهی کرد. می دانست که مرا چاره ای از رفتن نیست. یک ریسمان از دوردست های سرگشتگی آمده و دل مرا با خود برده بود. ومن “باید” می رفتم. همسرم این را می دانست. وقت خداحافظی که فرارسید پشت دستش را بوسیدم ودرآغوشش گرفتم وبوسه ای برگونه اش نشاندم ودم گوشش گفتم: حلالم کن.

یک ساعت بعد درترمینال غرب بودم. اتوبوس آماده ی حرکت بود. چهارساعت بعد درهمدان پیاده شدم. درحاشیه ی جاده ای که درافق مقابل گم شده بود پیاده روی کردم. با کوله ای و پرچم سفیدی که برآن نوشته شده: سفرصلح ودوستی. شب شده بود که وارد سنندج شدم وپرسان پرسان به خانه ی مرحوم کاکه احمد مفتی زاده رفتم.

درباره ی این مرد بزرگ مطالبی خوانده بودم. شاگردانش دانسته های مرا تکمیل کردند: روشنفکری که دربستری از خشونتهای مذهبی، برخشونت خط می کشد وجاری شدن حدود اسلامی را پیش ازادای حقوق اجتماعی هرگزتأیید نمی کند. وی معتقد است: تازمانی که حقوق فردی و اجتماعی آحاد جامعه تأمین نشده نمی توان حدود اسلامی را برآنان جاری کرد. مثلاً درجامعه ای که بیکاری و فقر وفساد و اعتیاد و ریاکاری و دلمردگی وبی خردی وخرافه گرایی وخیانت نمایندگان و دزدی مسئولان کولاک می کند نمی توان به اسم احکام اسلامی دست یکی را قطع کرد و دیگری را به جرم ارتداد به دار آویخت و آن یکی را با این بهانه که کافراست ازحقوق حقه اش بازداشت.

شاگردان کاکه احمد مفتی زاده سالهاست که بکلی ازامورسیاسی دوری گزیده اند وتلاش دارند تنها به رواج عشق ورزی به همنوعان ازیکسوی و خودسازی فردی ازدیگرسوی جامه ی عمل بپوشانند. مرحوم کاکه احمد مفتی زاده هم قبل ازانقلاب در زندان بوده و هم ده سال تمام بعد ازانقلاب. درزندان به بیماری سرطان مبتلا می شود و سه ماه بعد ازآزادی به دیارباقی می شتابد. کاکه احمد مفتی زاده روشنفکری آرام ومعتدل وانسان مداربوده است که ازخشونت های اسلامی سخت آزرده می شده. شوربختانه شاگردان این مرد شریف اکنون درمعرض آسیب و رنج و تبعیض اند. من به جوانی برخوردم که تنها به صرف این که پایان نامه ی دکترایش را به مرحوم کاکه احمد مفتی زاده تقدیم کرده هم ازادامه ی تحصیل وهم ازدریافت مدارک پیش ازدکترای خود بازداشته شده است. به جوانی برخوردم که بخاطرگرایش به افکار استاد ازکار بیکارشده. ویا مردی که بخاطرشاگردی مفتی زاده یکسال ونیم به زندان می افتد. ودانشجویی که با بهترین رتبه امکان ارتقاء به مقطع بالاتر را ندارد.

خانه ی مفتی زاده اکنون خانه ی مهرومحبت و دوستی است. ومن چه گرمایی درسخنان انسانگرای شاگردان این اندیشمند فقید حس می کنم. پیشنهاد می کنم هرگاه به سنندج آمدید حتما درخیابان فرح به این خانه سربزنید و ازنورانیت آن آرامش وادب بنوشید و شادمانی سربکشید.

فردا عاشوراست. خیال دارم درروستای نگل به دیدن قرآن خطی وقدیمیِ روستا بروم که درمحفظه ای محکم نگهداری می شود. ازآنجا به مریوان می روم. درمریوان به دیدن مادری می روم که هفت سال تمام چشم براه فرزند خویش است. وازآنجا اگرفرصت کنم به منطقه ی بسیارزیبای اورامان می روم. فکرمی کنم فردای پرباری درپیش خواهم داشت. بشرط بقا.

محمد نوری زاد

بیست ودوم آبان ماه سال نود و دو – سنندجادامه …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: