آزادی اندیشه وانتقاد در تفکر شورایی مفتی زاده و پیروان

آزادی اندیشه وانتقاد در تفکر شورایی مفتی زاده و پیروان

جوابی به آقای محسن نیکخواه منتسب به جماعت دعوت و اصلاح مریوان!

mohsin
اگر در تاریکی قرار گرفتیم و سوی درب را گم کردیم،برای توجیه خود وتخریب کردن دیگران، متهم به اغلاق باب می کنیم!

مکتب قرآن و مکتب قرآنی به دلیل پیروی از فکر مجاهد اهل سنت کاکه احمد مفتی زاده،هم به دیگران انتقاد همراه استدلال وارد می کنند وهم خود آماده ی انتقاد همراه استدلال هستند.

در تفکر وبینش کاکه احمد به دلیل اینکه رأی هیچ کس حجت مطلق نیست،زمینه نقد و انتقاد از آثار کاک احمد براساس معیارهای دینی ( قرآن و سنت ) باز و فراهم است و افراد مکتب قرآن به دور از هر گونه تعصب و تنگ نظری آماده بحث،گفتگو و تبادل نظر در این زمینه هستند،مکتب قرآنی ها یاد گرفته اند که تنها در قید و بند کتاب‌ها و تفاسیر نباشند بلکه براساس معیارهای در دسترس به تحقیق و سپس پذیرش مسائل بپردازند، همانطور که خداوند سفارش به پیروی وتحقیق در میان سخنان مختلف و انتخاب برترین آنها می فرماید،فَبَشِّرْ عِبَادِالَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ(17/18زمر).

پیروان مکتب قرآن نسبت به آثار وافکار دیگران هم چنین دیدگاهی دارند،سخن تمام دانشمندان اسلامی را قابل نقد دانسته و تنها قرآن وسنت را غیر قابل نقد می دانند، همین تفکر باعث برخورد دیگران شده است،وقتی می گوئیم کاکه احمد در مورد فلان قضیه چنین نظری دارند،بدون معطلی می گویند این سخن مخالف اجماع علماء است و علماء چنین نظری ندارند!!! این سخن تنها یک شعار است،اولاً تعریف،مفهوم وفرق اجماع وجمهورعلماء را نمی دانند،دوماً نسبت به آثار علماء بی خبرند و استدلال ندارند وبرای رهایی از موضوع پیش آمده چنین تهمتی می‌زنند،سوماً بخواهند یا نخواهند سخن علماء یا جمهور علماء را غیر قابل نقد می دانند وتصور می کنند دین تنها نزد علماء سلف است وعلماء خلف عددی نیستند!!!


بررسی پیش فرض ها!!!

در مورد سه پیش فرضی که فرموده اید باید عرض کنم که:قبل از اینکه به فهم چنین مقدمه ی توجه کرده باشید وفرق میان دین و مذهب قائل شوید،خود پیش فرض ها را تعیین و بدون شرح، قضاوت و رأی نهایی را صادر کرده اید!!!

1- مرجع شعار وار همه ی مسلمانان قرآن وسنت است،اما وقتی دقت می کنیم همه به نوعی مقلد هستند ومحک قرار دادن قرآن وسنت در قضایا تنها یک شعار است،وعملا چنین چیزی در هیچ گروهی عملی نیست،بلکه مستقیم دعوت به فهم خود است به نام پیروی از قرآن وسنت!

2- مکتب قرآن یک حرکت ومؤسسه ی دینی است که باور به دعوت و تربیت فردی داردوطبق سنت پیامبرصلی الله علیه و سلم رفتار می کند وبرنامه ی حرکت با تغییراتی در تاکتیک با استراتژی ثاب را در مرحله ی اول دعوت می بیند،زود است که مسائل خود را با دیگران در میان بگذارد،همچنانکه آن «دیگران»چنین نکرده اند!

3- همچنانکه درمقدمه عرض شد،تفکرکاکه احمد برتحمل واحترام به برداشت و فکر دیگران بنا شده است،درتفکر و بینش مکتب قرآن(برداشت کاکه احمد از قرآن وسنت) تمام مسائل براساس مشورت صورت می گیرد و به پلورالیسم دینی کاملاباور داریم ،یعنی ما در کنار تکثر آراء به وحدت باورداریم که تفسیر و نتیجه ی آن همان کار شورایی است.

بسیاری نتوانسته اند (یا نخواسته اند) بین دو مفهوم «تکثر» و «تفرق» تمایز قائل شوند. عده ای اصولا تکثر را نفی کرده اند. مثلا حکومت های خودکامه به بهانه حفظ وحدت و یکپارچگی نظرات مختلف مردم را زیر چکمه های خود له می کنند و صداها را در گلوها خفه می کنند و همه را ملزم به پیروی از یک فرد (استبداد فردی) یا یک گروه (استبداد گروهی) می کنند. در این صورت آمال و آرزوهای آن فرد یا گروه (چه آمال مثبت چه آمال منفی) مسیر آن جامعه را مشخص می کند و نظرات آن ها بر مردم تحمیل می شود و خود را صاحب حق امر و نهی بر مردم (و حتی دخالت در امور شخصی مردم) می دانند. یک انحراف دیگر در نفی تکثر مربوط به احزاب تکفیری است. از دیدگاه آن ها نابخشودنی ترین گناه «داشتن فکری مخالف با فکر آن ها» است. از دیدگاه آن ها حتی ظلم و تجاوز و جنایت قابل تحمل است اما طوری دیگر اندیشیدن به هیچ وجه قابل تحمل نیست. هم چنانکه مثلا جنایت های افراد جانی و بدنیتی چون معاویه و یزید را به سادگی توجیه می کنند و بر آن سرپوش می گذارند (زیرا که آنها را هم مذهب خود می پندارند) اما مثلا یک عارف را به دلیل داشتن فکری مخالف آنها (هر چند که بسیار پاکدامن باشد) به سختی می کوبند و تکفیر و تحقیر و استهزاء می کنند و در صورت امکان از بین می برند.
دسته ای دیگر از این طرف بام بر زمین افتاده اند و اصولا وحدت را نفی کرده اند.و تفرق را با عنوان تکثر پذیرفته اند و حتی آن را «رحمت» می دانند.از میان چنین افرادی می توان به تعدادی از علمای اخوان المسلمین و همچنین جماعت دعوت و اصلاح ایران اشاره کرد،مستمسک آن ها حدیث «اختلاف امتی رحمة» است،غافل از اینکه در کلمه امت مفهوم وحدت مستتر است زیرا امت از ریشه «ام» به معنای آهنگ کردن و قصد کردن است و امت به مجموعه ای از انسان ها با یک آهنگ و هدف واحد گفته می شود و اصولا به مجموعه ای از جریان ها و جماعتهای متفرق واژه امت اطلاق نمی شود. در حدیث فوق الذکر صحبت از اختلاف یک امت است یعنی مجموعه ای از انسان ها که در عین داشتن اختلاف (تکثر) دارای یک آهنگ واحد (وحدت) هستند. پس منظور از «اختلاف» در حدیث فوق اختلاف اعضای شوری با همدیگر است که در نهایت منجر به وحدت می شود و وحدت لازمه ایجاد یک «امت» است. جماعت دعوت و اصلاح می پندارد وجود احزاب و جریان های مختلف در یک جامعه که هر کدام راه خود را میروند یک رحمت است و مفهوم وحدت را تنها در هم دلی آن جریان ها با هم و «تحمل همدیگر» خلاصه می کند.وجود جریان های با جهت های مختلف در یک جامعه که منجر به تفرق شود به ضرر جامعه و مانع یک حرکت پربازده برای آن می شود. جریان های با جهت گیری های مختلف را نمی توان به صرف داشتن همدلی، متحد خواند زیرا وحدت مستلزم یک سیاق واحد حرکتی است. و بهتر است بگوییم در این صورت چنین حرکتهایی در اکثر ابعاد حرکتی با هم تفرق دارند و فقط در همدلی با هم متحد خواهند بود و این یک وحدت ناقص است. آنچه که انرژی تمام حرکتها را به طور موثر با هم پیوند می دهد و مانع هدر رفتن انرژی آنها می شود یک وحدت همه جانبه است که فقط در شوری تجلی پیدا می کند. همچنانکه برای سوزاندن چیزی باید اشعه های خورشید را توسط ذره بین در یک نقطه متمرکز کرد تا انرژی پرتوهای خورشید هدر نرود. بدیهی است که وجود شورایی با چنین مشخصاتی به هیچ وجه به معنای ملزم کردن اعضای شوری به یک نوع فکر کردن نیست بلکه بالعکس آن ها به فکر کردن بیشتر و داشتن نظرات مختلف و متنوع تشویق می شوند تا رأی نهایی هرچه بیشتر پخته و سنجیده باشد. و اعضای شوری رأی نهایی را مبتنی بر «بصیرت» می پذیرند زیرا این رأی پس از بحث و بررسی و کش و قوس و «تنازع» های مختلف حاصل شده است.

در مکتب قرآن باب گفتگو و بحث همواره باز و فراهم است کسانی مثل شما که قضایا را عکس متوجه شدند،عملا نتوانستند فکر وبینش کاکه احمد را تحمل و مجبور به ترک شدند وآهنگ جدایی سر دادند،احتمالا اطلاع دارید که برای افراد مورد اشاره شما 33000 ساعت کاری وقت صرف شده است،آیا درحرکت های دیگر این میزان هزینه می شود؟مشخص است کاملا بی اطلاعید و براساس قضاوت دیگران سخن فرموده اید و وای بر مسلمانی که ولاتقف مالیس لک به علم ….را رعایت نکند!

بررسی مرجع هایتان!!!

الف:مکتب قرآنی ها بنا به محک های کاکه احمد که برداشت از قرآن وسنت است، جوابگوی مراجعین خود هستند،چه مستقیم اگر نظری از کاکه احمد موجود باشد وچه بنا به محک ها اگر لازم باشد نظر خود را در مورد آیات می گویند،دربینش قرآنی ما،برداشت وفهم رهبرو حرکت او را برای خود حجت می دانیم ولی برای دیگران خیر،برداشت دیگران هم نزد ما محترم و قابل احترام است و برای آن «دیگران»حق می دانیم و سرزنش نمی کنیم و باید بگویم گزینه ی الف اشتباه فهم شده و تهمت است.

ب- کاکه احمد هرگز نگفته اند که کلید های حدیث شناسی دیگران قابل قبول نیست ومکتب قرآنی ها هم چنین اظهار نکرده اند،بالعکس کاکه احمد می فرماید به اضافه ی کلید حدیث شناسی محدیثن من هم چهار کلید دیگر برای رد ویا قبول یک حدیث بیان می کنم،بنابراین مکتب قرآنی ها کلیدومعیار از کاکه احمد دریافت و با آنها روایت را بررسی می کنند،مکتب قرآن با وجود این کلید به شیوه ای منحصر به فرد در میان امت اسلامی،مقلد نیست،چون معتقد به انجماد در میان کتاب ها نیست،بلکه با این کلیدها به واکاری و مشکل گشایی می پردازد،همیشه احادیث مورد قبول کاکه احمد را نیز محک قرار نداده اند بلکه با این محک ها خود دراین زمینه کار کرده اند،اگر به جزوه ی ایمان و کفر ترجمه شده به زبان عربی مراجعه کنید،متوجه روایات متعدد می شوید که بعنوان حاشیه ازطرف شورای مدیریت مکتب قرآن آورده شده است و در توضیحات کاکه احمد موجود نیست،درقضیه ی رمضان امسال نیزبا صدور فتوا و رأی مقارنه برای اعلام شروع رمضان و عید،ثابت کردند مقلد بودن مکتب قرآنی ها تنها یک تهمت است و اساس ندارد،پس این سخن هم از روی شایعات و دروغهای دیگران از طرف شما بیان شده است وخبر از بی اطلاعی کامل شما می‌دهد،اگر اطلاع داشتید می‌دانستید که یک مسلمان حاضر نیست به خاطر بعضی افراد به گروهی دیگر تهمت ناروا بزند!

ج- علماء تعریف مشخصی دارند،ولی آنچه مشهور است علماء کسانی هستند که کتاب نوشته اند و زحمات زیادی برای دین خداوند کشیده اند،درتفکر دینی ما تمام علماء مورد احترام و ارزشمند هستندو از منابع آنها در گروه های تحقیقی مکتب قرآن استفاده می شود،(برای اثبات این سخن می توانید به مقالات نگاشته شده ی مکتب قرآنی ها بر روی پروفایل اینجانب مراجعه کنید)،وهرگز علماء شامل عده ا ی خاص نیستند،کسانی که به باور ما از رسالت صغری پیامبرصلی الله علیه وسلم بهره برنده اند شامل متفکرین هستند،درهمین چند جمله ی ساده باید متوجه شده باشید متفکر و علماء با همدیگر فرق دارند!!!در هیچ جایی هم بنده سراغ ندارم که کاکه احمد علمائی را تأیید کرده باشند که مکتب قرآنی ها فقط آثار آنها را مطالعه کنند،تعجب می کنم این مسائل را از کجا می آورید و قدرت کشفیاتتان بسیار بالاست و ترسم ازآن است دریاچه ی زریوار در مقابل فوران کشفیات شما درزمین فرو رود!

د- عقل را یکی از مرجع ها می دانیم وهمچنانکه عرض گردید مقلد نیستیم وکنکاش می کنیم، در زمینه های مختلف مطالبی ارائه شده است،کسی که مانع مرجعیت عقل شود شکی نیست مرض عقل دارد،چون خداوند خود به مسلمانان یاد داده است قبل از برهان نقلی،بیشتر به برهان عقلی استناد کنند،قل هاتوابرهانکم ان کنتم صادقین،برهان عقلی!!!

مرجعیت های سه گانه را جواب دادم و آن»دیگران»هرگز به این سه مرجع استناد نکرده اند وبه حزب گرایی دعوت کرده اند،سخنان کاکه احمدرا به نسبت برداشت دیگرعلماء قبول داریم و پیروی می کنیم،چون به باور ما کاکه احمد متفکر است و خود برداشت مستقیم از قرآن وسنت دارد،به همین دلیل در هرزمینه ای در صورت میل شما،می توانیم به بررسی مسائل مختلف و برداشت های مختلف کاکه احمد و سخن دیگر علماء بپردازیم و در مورد هرمطلبی که ارائه کنید، استدلال قوی تر از آن مطلب را براساس آثار و افکار کاکه احمد ارائه خواهیم کرد،این سخن بنده بدین معنی است که ما مرجع مشخص داریم و معیارمان برداشت کاکه احمد از قرآن وسنت است، اما به این معنی نیست که نسبت به حاصل زحمات دیگر بزرگان دین بی توجه باشیم و در مورد آثار آنها تحقیق انجام ندهیم.

ه – در مورد گزینه ی مرجعهایت،بخش «هاء» شما و دیگران باید عرض کنم،برخورد با مسائل کاکه احمد دو حالت دارد،1- افرادی هستند که در برداشت های کاکه احمد تحقیق می کنند ومقالات دانشگاهی می نویسند و یا در یکی از شاخصه های فکری ایشان تحقیق ارائه می دهند،این حق برای همه محفوظ است و کسی مانع نشده است و حتی کمک می شود که فهم دقیقی ایجاد شود،2- کسانی که خود را ملزم به پیروی از افکار ایشان می دانند در چهارچوب فکر ایشان قرار می گیرند،بدون شک عمق فهم این افراد بیشتر است و درپیروی و روش برخورد وتعامل با دیگران فرق اساسی با گروه اول دارند،فهم در همه ی موضوعات تخصصی است،مثلاًدر قضیه ی شورا دیگران فرقی میان فهم کاکه احمد از شورا با انتخاب شورای شهر مریوان نمی گذارند!!! با همین فهم با مکتب قرآنی ها برخورد می کنند و می گویند خوب چه اشکالی داره شما هم برداشتی داشته باشید و آقای امینی و فلانی هم برداشتی داشته باشند!!! اماوقتی در برداشت کاکه احمد در مورد شورا تفکر می کنیم،به ساده لوحی چنین مدعیانی پی می بریم و می طلبد بگوئیم این حق متخصصین است نه هرکسی که از راه برسد صاحب نظر گردد!!شورای مدیریت مکتب قرآن حافظ آثار کاکه احمد بوده و رسالتش رساندن آن به صورت دقیق و درست به دست مردم و افراد دلسوز است،همچنین کار تخصصی روی ترجمه ها (کوردی به فارسی یا بالعکس)به طوری که اگر در ترجمه همان فهم دقیق موجود نباشد بدون شک همان کتاب مشهور هژار از (چیشتی مجیور)آب در خواهد آمد!

مکتب قرآن متمایل به هم‌نشینی کسانی است که در این راه قدم بردارند و به هم اندیشی بیانیشند.!!!،ولی متاسفانه می بینیم سخن شما و بسیاری دیگر عملا شعار است و کسی در راه هم اندیشی اقدامی نکرده است تا مکتب قرآن دست رد به سینه ی دیگران بزند،در یک جمله باید عرض شود قضاوت شما،قصاص قبل از جنایت است،گلایه ای هم از شما نیست،چون در جو و فضای شهرداری و مدیریت و حکومت هستید واین خصلت و اخلاق از بالا به پائین در میان مدعیان رسوخ کرده است،امید است به خود آیید و از تهمت و افترا و کج فهم کردن مسائل بپرهیزید و صادقانه تلاش کنید این بینش را بشناسید.

متاسفانه به نسبت مکتب قرآن از سوی حرکت ها و گروه های اسلامی و افرادمنتسب به آنها سالهاست در محافل ومجلس هایشان دروغ اشاعه می دهند و عامل شبهه برعلیه مکتب قرآن آنها هستند و بدون رعایت تقوا شروع به تهمت و دروغ و افتراء کرده اند وهرگز خود تحقیق نکرده اند تا برایشان مشخص شود که آیا واقعا این مسائل نسبت داده شده به مکتب قرآن صحت دارد یانه،باید بدانید تمام مسائل و مباحث مطرحه درمورد مکتب قرآن چه در بحث حدیث و چه در بحث سنت و برخورد مکتب قرآن و….همه وهمه تهمت است واساس ندارد.

لازم است یادآوری کنم اگرکسانی توانایی نقد و رد برعقاید کاکه احمد دارند با نام خود وحرکت خود جزوه و مقاله بنویسند،به امید خداوند از طرف شورای مدیریت مکتب قرآن به آنها جواب داده خواهد شد،یادآوری کنم قبلا افرادی با نام های مستعار و با نسبت دادن خود به اهل سنت و جماعت! شب نامه های پخش کردند که اکثر قیچی کاری عقاید کاکه احمد بود،با هوشیاری هودارن مکتب قرآن ماهیت آنها مشخص و از قم و مشهد سردرآورند!

والسلام
برادرت هیوا کردستانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: