نگاهی گذرا به زندگانی ومبارزات علامه کاک احمد مفتی زاده

نگاهی گذرا به زندگانی ومبارزات علامه کاک احمد مفتی زاده

 

zendgenameh

احمد مفتی زاده، فرزند مرحوم ملّا محمود و نوه ی مرحوم علّامه ملّا عبدالله دشه یی بود که، از دانشمندان مشهور و برجسته ی کردستان به شمار می رفت. فرزندان ذکور علّامه دشه یی که هر یک از دانشمندان بنام و خادمان دین و ملّت بشمار می آمدند، عبارت بودند از: ملّا محمود پدر کاکه احمد ( مفتی کردستان )، ملّا محمّد ( فرزانه و عارف شهیر، مقیم استانبول ) ، ملّا رشید ( دانشمند و عالم توانا، مقیم بیروت )، دکتر محمّد صدّیق ( استاد دانشگاه )، ملّا عبدالرحمن و ملّا خالد (رحمه الله علیهم ).

کاکه احمد در سال 1314 در سنندج متولّد شد. او دروس مقدّماتی ادبیات عرب را در سن 7 سالگی نزد مرحوم پدرش و ماموستایان دیگری، چون: مرحوم احمد حواری نسب و ملّا محمّد افشاری سالار شروع کرد. ماموستا افشاری سالار می فرماید: « احمد واقعاً نابغه بود. او در سن هفت سالگی علم صرف را نزد من خواند و در زمان اندکی ( حدود دو سال ) علوم آلی زبان و ادبیات عرب و نیز عبدالله یزدی در منطق را تلمّذ نمود».

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

ئه‌فسانه‌ی کاوه‌ی ئاسنگه‌ر و ئه‌ژده‌هاک

ئه‌فسانه‌ی کاوه‌ی ئاسنگه‌ر و ئه‌ژده‌هاک

نه‌ورۆز جێژنی ئازادی کورد یان ده‌ستپێکی ئازارێکی نه‌بڕاوه‌

نه وروز

ئەم وتارە لە چەن بەش پێک­هاتووە. سەرەتا وشەی نەورۆز لە روانگەی فەرهەنگی »دێهخودا» و لە چەن چاوگەوە لێی دەڕوانین. لە بەشی دووهەم چۆنیەتی رەوتی داستانی کاوەی ئاسنگەر و زەحاک (ئەژدەهاک) بە پێی بیر و ڕای نووسەر و شاعیری گەورەی فارس «ئەحمەدی شاملوو» جۆیا دەبین. لە بەشی سێهەم، هەر ئەم مەسەلەیە و پێوەندی نێوان کورد و جێژنی نەورۆز لە بیر و بۆچوونەکانی زانا و رۆشنبینی گەورەی کورد «ئەحمەدی موفتی­زادە» تا و توێ دەکەین و لە دوایین بەش لێکۆڵینەوەیەکمان لە سەر ئەم رووداوە مێژووییانە دەبێت.

نەورۆز: ئه‌م وشه‌ ناوێکی مه‌ره‌که‌به‌ و به‌ دوو شێوه‌ی «نه‌ورۆز» و «نۆورۆز» ده‌وترێ و عەرەبییەکەی «نیروز»ە. رۆژی هەوەڵی مانگی خاکەلێوەیە کە هەتاو بەرەو شوێنی دەسپێکی خاکەلێوە دەگۆسترێتەوە. مانای رۆژی نوێ دەدات کە ئەویش بە دوو جۆرە: یەکیان نەورۆزی گشتی و ئەوی­تر نەورۆزی تایبەتی.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

افسانه کاوه آهنگر و اژدهاک…!!

افسانه کاوه آهنگر و اژدهاک!!

نوروز جشن آزادی کُرد یا سرآغاز آزاری مداوم

نوروز

این گفتار از چند قسمت تشکیل شده است. ابتدا کلمه نوروز را از دیدگاه فرهنگ دهخدا و از چند جایگاه مختلف مورد بررسی قرار داده و در بخش دوم چگونگی داستان کاوه آهنگر و ضحاک (اژدهاک) را با توجه به فکر و اندیشه نویسنده و شاعر بزرگ فارس احمد شاملو جویا شده سپس در بخش سوم همین مسئله و ارتباط میان کُرد و عید نوروز را از دیدگاه و تفکر دانشمند بزرگ کُرد «احمد مفتی­زاده» بررسی کرده و در آخرین بخش تحقیقی گذرا بر این رخدادهای تاریخی خواهیم داشت.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

احوال اهل السنه فی ایران

احوال اهل سنه فی ایران 

ahle-sonaa

کتابی جالب و مستند،در صورت امکان حتما بخوانید.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

«آخرین مفتی دیار کردستانِ ایران» The last mufti of Iranian kurdistan

The last mufti of Iranian kurdistan
«آخرین مفتی دیار کردستانِ ایران»

photo_2016-11-15_09-11-53

نویسنده: علی عزت یار
زبان: انگلیسی

کتابی که اخیرا در سال ۲۰۱۶ در آمریکا چاپ شد.

فایل PDF کتاب را با کلیک بر روی لینک زیر مشاهده فرمائید.

the-last-mufti-of-iranian-kurdistan

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

سیاه پوشیدن روش فرعونی است

سیاه پوشیدن روش فرعونی است

untitled                                          ‏بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

‏‏﴿وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ‏﴾

(قرآن کریم، ذاریات/55)

þ آیا می‌دانید «سیاه‌ پوشیدن روش فرعونی است؟ (امام جعفر صادق – ع – فرموده است: «لاتلبسوا سواداً فأنّه لباسُ فرعونَ» (وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج2، ص916)

þ آیا می‌دانید «یزید وقتی خبر شهادت حضرت حسین – علیه آلاف التحیة و السّلام – را شنید به دروغ گفت: من راضی به کشتن حسن ابن علی نبوده‌ام و برای عوامفریبی، فوراً دستور داد پرچم سیاه بر سر در منزلش، برافراشتند و به همین سبب گفته‌اند:

رسم ماتم اوّل بنا، یزید نمود                              هر که آمد بر آن مزید نمود

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

پیرامون ستم مذهبی(1)

پیرامون  ستم مذهبی(1)

به نام خداوند سبحان

پیرامون

بعد از اهانتی که آقای مهران مدیری در برنامه ی تلویزیونی«دورهمی» به دو تن از اصحاب کرام کرد،اینجانب به عنوان یک طلبه سنی با یکی از دوستداران مجاهد شهید کاکه احمد مفتی زاده- رحمة الله علیه- از رهبران بزرگ اهل سنّت دیداری داشتم،کلیپ توهین مذکور را به وی نشان دادم و نظرش را جویا شدم،در جواب گفت:

لازم است عرض کنم؛هم چنانکه می دانیم بیش از سی سال است که رادیو و تلویزیون منبر روضه خوانها و آخوندهای دین به دنیا فروش شده  و تبلیغ اندیشه های ضد قرآنی و تقدیس خرافات و ترویج دروغ، عمده ترین کار و برنامه ی آنان است،سالهاست در برنامه ی رادیویی«صبح روز جمعه» به بهانه سرگرمی وشوخی به سرعت عمل داشتن در خلاف واقع گویی امتیاز و جایزه می دهند،یعنی به شوخی هم که شده شرکت کننده و شنونده باید دروغگویی را تمرین کنند،هم چنین سوژه عمده سریال های کمدی دروغ گفتن و به دروغها خندیدن است .

آیا گوهر ایمان ومهمترین فضیلت اخلاقی یعنی« صداقت و راستگویی را به شوخی و سخره گرفتن کم توهینی به ایمان و انسانیت است؟

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

پاسخی به سخنان ملّا قادر توحیدی

پاسخی به سخنان ملّا قادر توحیدی

به نام خداوند سبحان

ملا قادر توحیدی
اخیراً ملّا قادر توحیدی مقاله ای دربارة شخصیت علمی و اخلاقی کاکه احمد مفتی زاده پخش نموده است. نامبرده اگرچه با اشاره به برخی فضایل اخلاقی کاکه احمد به تمجید و ستایش از وی پرداخته است امّا در نقل بعضی سخنان و رویدادها بخطا رفته و برخی را وارونه و تحریف شده بیان کرده است و متأسفانه بر اساس شایعاتِ بی اساس علیه پیروان مکتب قرآن زبان به نقد و اعتراض گشوده است و بالاخره در نقد اندیشة دینی کاکه احمد سخنان نادرست و واهی و بی اساسی اظهار نموده است.

در مقالة حاضر به ذکر چند مورد از خطاها و انحرافات آقای توحیدی می پردازیم تا برای خوانندگان ارجمند معلوم گردد سخنان و ادّعاهای مشارٌالیه واقعاً بی اعتبار و فاقد ارزش علمی است.

خطای اول :آقای توحیدی می نویسد: «طالقانی وانمود می کرد که دوست نزدیک کاکه احمد است امّا از استاندار خواسته بود افرادی را در شهر سنندج علیه کاکه احمد تحریک نماید حتی برادران شبلی توسط همان افراد به شهادت رسیدند و کاکه احمد ناچار شد از سنندج به کرمانشاه نقل مکان کند»

ادّعای ملّا قادر دربارة دانشمند بزرگواری چوت آیت الله طالقانی –علیه الرّحمه- که در میان شیعیان ایران از لحاظ نصح و امن و صداقت، فرد کم نظیری بود؛صحّت ندارد. اصل ماجرا این بود که چند نفر از سران انقلاب و از ارادتمندان مرحوم طالقانی به کاکه احمد اطلاع داده بودند که سران حزب جمهوری اسلامی امام خمینی را تحت نفوذ خود قرار داده و می خواهند دولت را وادار نمایند مارکسیستها را از نقاط مختلف کشور به کُردستان سوق دهند و کاری کنند که مسلمانان اهل سنّت با نیروهای مسلّح از سازمان های کمونیستی در کُردستان درگیر شوند تا به قول خودشان «از هر طرف کشته شود به نفع آنان باشد». کاکه احمد نیز برای اینکه در چنان درگیری و جنگ خانمان سوزی هیچ سهم و نقشی نداشته باشد، هم اطلاعیه هایی در برخی شهرهای کُردستان پخش نمود و هم در مسجد جامع موضوع را به اطلاع مردم رساند و سپس همراه عده ای از دوستانش سنندج را به قصد کرماشان ترک گفت.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید